نور را نمیتوان برای همیشه خاموش کرد درخشش استعدادهای این مرزوبوم همچون تابش نورهایی است که از هزاران سال قبل تاکنون در این سرزمین تابیده و باگذر زمان به حرکت خود ادامه میدهد.
از اینکه گنجینه های علم و هنر و نوآوری در ایران از دیرباز وجود داشته تردیدی نیست و نمی توان فرهنگ و تمدن غنی این دیار که با آداب و سنن نیک آمیخته است را انکار کرد مخصوصا توحید و یکتاپرستی مردمان غیرتمند و دلاورش که زینت تاریخ پرافتخارمان است همواره بر چهره زیبای ایران زمین میدرخشد در زمان های مختلف نام آوران و اندیشمندانی جهش ها و تلاش های نوآورانه ای در زمینه های علمی،ادبی،هنری و ... انجام دادند و هر یک نیز با سختی ها و رنج های عصر خود به مبارزه پرداختند اما نام نیک و نتیجه ارزنده زحمات خویش را برای جامعه و تاریخ ایرانیان به یادگار گذاشتند که هم اکنون با افتخار از آنان یاد میشود.
البته در هر عصری افرادی در تلاش بودند تا فرهنگ و هنر و آداب نیک سرزمینشان را زنده نگه دارند و یا نسبت به گسترش آن بکوشند اما هیچ هدف نیکی پدیدار نگشت مگر آن که موانع و دشمنانی در مقابلش ایستادگی کردند.
در این عصر و زمان هم عده ای آرام یا متعصبانه سعی در شناسایی و یادآوری ونگهداری گنجینه عظیم فرهنگی و میراث جاویدان ایران نمودند و عده ای هم به ظاهر آن پرداختند و از بها دادن به فرهنگ غنی و زنده نگه داشتن زبان اصیل و گسترش هویت و اصالت ملی و مذهبی سخن ها گفتند و شعارها دادند اما در عمل نتوانستند حرکتی نو و موثر انجام دهند به استثنای دلسوزانی که در اندیشه فرهنگ و هنر خودی بودند اما بستر مناسب را نیافتند وزمینه مساعد برای اظهار و ابراز و اجرای طرح های مبتکرانه وجود نداشت اما عده ای اندک توانستند با وجود تمامی مشکلات و سختی ها اهداف والای خود را دنبال نمایند و از گذرگاه های سخت و موانع دشوار بگذرند و حتی در این راه مورد دشمنی و کینه توزی بدخواهان و حسودان قرار گیرند و چه بسا با بدترین ابزار و شیوه و قوای قهرکه با آن ها برخورد نمایند که نمونه بارز آن را میتوان ابداع و بنیان زیباترین رشته ورزشی دنیا به دست ایرانیان اشاره کرد که علی رغم جذابیت و منحصر به فرد بودن حرکات و آداب و پوشش و ... مورد غضب و تهدید و برخورد شدید فضای امنیتی قرار گرفتند،با اشاره ای گذرا و منحصر به سابقه ارزنده اما دردآور رزمگاه کمان دو ایران و بنیانگذار و ریاست ارجمند و پرتلاشش واقعیتی تلخ آشکار خواهد شد که چگونه جوانانی از این مرز و بوم آهنگ نیک نمودند و با دستان تهی توانستند ارزشمند ترین حرکت فرهنگی ورزشی را انجام دهند و نه از سوی بیگانگان بلکه از سوی دشمنان داخل کشور مورد هجوم ناجوانمردانه قرار گیرند.
اینک بنگریم که چه کاری عظیم صورت گرفت و می نویسم و می گویم و سکوت نخواهم کرد حتی اگر سنگها سهمگین بر من فرود آیند،از بزرگ مردی که تمام توان و جوانی خویش را صرف زنده کردن فرهنگ غنی و اصالت ملی مان کرد خواهم نوشت،
نمی هراسم و از جوان نابغه ای که با عمل شگفت انگیز و ابتکار های جذاب و پسندیده اش دیدگان همه را خیره کرد مینویسم.
غم نان را فراموش میکنم و از یاور بزرگ جوانان این مرز و بوم خاطره ها و سخن ها خواهم گفت.
ترس جان را به کناری مینهم و از جوانمردی و ایستادگی افتخار قوم آریا یکیتای قهرمان،دریایی از نوشته ها را روانه میکنم
از آنانی که با صداهای خشنشان با آوای زیبای استاد بزرگ موسس رزمگاه کمان به مقابله پرداختند باکی ندارم و عاشقانه در وصف این عاشق طریق و درستی مینویسم.
از بانک های شغالان و درندگی کفتاران نخواهم ترسید و از شیر خفته سرزمین شیران قطره قطره واژه های راستین را به رودخانه زلال معرفت و حقیقت واریز میکنم.
آری از یک مبتکر خلاق همان بنیانگذار وارسته رزمگاه کمان دو ایران استاد عبدالحمید باقریان (یکیتا) خواهم نوشت باشد گل واژه های عشق مرحمی بر زخم یاران وفادار وچراغی روشن از حقیقت وجود نام آوران پنهان سرزمین گنجهای نهان گردد.
من از دروغ و تهمت و ناجوانمردی بیزارم برای همین از درستی و نیکی و جوانمردی این مهربان استاد والا خواهم گفت و در این راه آنکه شنواست بشنود و هر که بیناست ببیند و آنکس که میخواهد بیاندیشد که براستی با نخبگان سرزمینمان چه کردند و چه کردیم و حقیقتا چه باید میکردیم؟
درود خدا و دوستان خدا بر او باد،بر او که هر آغازی را با یاد خدا و هر دیداری را با درود و هر فرجامی را با بدرود تا درودی دیگر خواند.
۷ نظر:
ناشناس
گفت...
پدر بزرگم به دلیل سن بالا و بیماری در سال یک یا دوبار در بیمارستان بستری میشدند، آخرین بار دیر به بیمارستان رسیدند و به کما رفتند، در این مدت پس از دعا به درگاه خدا و استعانت از ایشان، دائم به یاد استاد یکیتا بودم و در ذهنم از ایشان برای شفای پدر بزرگ التماس دعا داشتم و یاری میطلبیدم تا اینکه یکی از اقوام خواب استاد را دیدند. در خواب استاد به قبری اشاره کردند و فرمودند: قبر حاجی اینجاست. دو روز بعد پدر بزرگم فوت کردند و جسد ایشان دقیقا در جایی که استاد نشان داده بودند به خاک سپرده شد.
من از طریق یکی از دوستانم با استاد باقریان آشنا شدم، عفونت شدید تنفسی گرفته بودم و بعد از سه سال مصرف دارو، بدنم نسبت به آنتی بیوتیک مقاومت پیدا کرده بود و عفونت در حال گسترش به دیگر نقاط بدنم بود. حالم اصلا خوب نبود و فکر میکردم خواهم مرد و روحیه خیلی بدی داشتم. تا اینکه بعد از مشورت با استاد باقریان عزیز مصرف یکی از داروهای ایشون رو شروع کردم و در کمتر از یک ماه اثر کرد و بعد سه ما به طور کامل عفونت از بین رفت. خدا رو شکر میکنم همیشه و تا آخر عمر به ایشون مدیونم.
سلام من از سالها قبل با ایشان و ومجموعه کمان دو آشناشدم چیزهایی دیدم و شنیدم که شاید کسی توی خواب هم نبینه فقط همین مقدار بگویم بیشتر به یک فرستاده آسمانی دارند تا یک فرد زمینی
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علیه السلام، سالهای سال الحمدلله با این مجموعه نیک و شایسته ووالا آشنا شدم ، از خداوند متعال توفیق درک و معرفت و شناخت والای این مسیر را خواستارم بحق بزرگان راستی و درستی ، امیدمان افزونتر و حرکت و گامهایمان، استوارتر و در اوج رضایت الهی انشاالله ماندگار باشیم
۷ نظر:
پدر بزرگم به دلیل سن بالا و بیماری در سال یک یا دوبار در بیمارستان بستری میشدند، آخرین بار دیر به بیمارستان رسیدند و به کما رفتند، در این مدت پس از دعا به درگاه خدا و استعانت از ایشان، دائم به یاد استاد یکیتا بودم و در ذهنم از ایشان برای شفای پدر بزرگ التماس دعا داشتم و یاری میطلبیدم تا اینکه یکی از اقوام خواب استاد را دیدند. در خواب استاد به قبری اشاره کردند و فرمودند: قبر حاجی اینجاست. دو روز بعد پدر بزرگم فوت کردند و جسد ایشان دقیقا در جایی که استاد نشان داده بودند به خاک سپرده شد.
من از طریق یکی از دوستانم با استاد باقریان آشنا شدم، عفونت شدید تنفسی گرفته بودم و بعد از سه سال مصرف دارو، بدنم نسبت به آنتی بیوتیک مقاومت پیدا کرده بود و عفونت در حال گسترش به دیگر نقاط بدنم بود. حالم اصلا خوب نبود و فکر میکردم خواهم مرد و روحیه خیلی بدی داشتم. تا اینکه بعد از مشورت با استاد باقریان عزیز مصرف یکی از داروهای ایشون رو شروع کردم و در کمتر از یک ماه اثر کرد و بعد سه ما به طور کامل عفونت از بین رفت. خدا رو شکر میکنم همیشه و تا آخر عمر به ایشون مدیونم.
سلام
من از سالها قبل با ایشان و ومجموعه کمان دو آشناشدم چیزهایی دیدم و شنیدم که شاید کسی توی خواب هم نبینه فقط همین مقدار بگویم بیشتر به یک فرستاده آسمانی دارند تا یک فرد زمینی
سلام بنده نیز سالها قبل از یک بیماری رنج میبردم که ول کن من نبود به لطف خدا استاد یکیتا دارویی درست کردند و از شر این بیماری خلاص شدم
����
خیلی مشتاق دیدارم
خدایا شکرت بخاطر وجود مقدس شان در زمان زندگی ام
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین علیه السلام، سالهای سال الحمدلله با این مجموعه نیک و شایسته ووالا آشنا شدم ، از خداوند متعال توفیق درک و معرفت و شناخت والای این مسیر را خواستارم بحق بزرگان راستی و درستی ، امیدمان افزونتر و حرکت و گامهایمان، استوارتر و در اوج رضایت الهی انشاالله ماندگار باشیم
ارسال یک نظر