هر روز که می گذشت حجم و تنوع درس ها بیشتر میشد و دانش آموزان با روال و روند آموزشی به آشنایی و آمادگی بهتری دست میافتند.کتابهای فارسی –علوم – حساب – و... با محتویات جالب و مفیدی تدریس میشد، زنگ های ورزش و تفریح هم با جنبش و تحرک بچه ها شکل و چهره خاصی به محیط درسی و فضای آموزشی میداد.
در آن زمان سیستم آموزشی با مقاطع 5 و 3و 4 بود یعنی مقطع ابتدایی در پنج سال و راهنمایی در 3 سال و دبیرستان و متوسطه در چهار سال تحصیلی گنجانده و تدوین شده بود.
البته در قبل از آن سیستم 6 و 3 و3 و قبل تر از آن نیز بگونه ای دیگر بود . یکی از موفق ترین برنامه ریزی نظام آموزشی طبق تحقیقات و تجربه سیستم 5 و 3 و 4 بود که در پیشرفت و پویایی دانش آموزان تاثیر سازنده ای داشت.
با نگاهی به گذشته نظام آموزشی در ایران دارای پیشینه ای چند هزار ساله است که آنچه در تاریخ بیشتر نوشته شده دوره هخامنشیان است،که کودکان از سنین 5 و 7 سالگی به تحصیل مشغول میشدند و در مراحل مختلف و منظم از خانه و مدرسه آغاز می شد و ادامه می یافت. در اعصار بعد از آن و پس از اسلام هم مدارس و مکتب خانه ها فعال بودند و با تغییرات گوناگون تا عصر قاجار ادامه داشت.
در عصر قاجار و تا قبل از انقلاب مشروطه به همان منوال، معمولا از طریق مراکز دینی و آموختن احکام قرآن و .... در مکتب خانه ها و با روش سنتی انجام میشد و دولت هم هیچ نظارتی بر آنها نداشتند.اولین بار در قانون اساسی مشروطه مطرح گردید،البته قبل از آن برخی مدارس خارجی در کشور فعالیت داشتند و سابقه تنظیم و تدوین نظام آموزشی نوین با افتتاح دارالفنون توسط امیر کبیر صورت گرفت که در واقع سرآغاز سبک جدید آموزش در ایران شمرده میشود، اما فقط در تهران و برخی شهرهای بزرگ تعداد محدود و اندک مدارس به سبک نوین افتتاح گشت که برخی دارای فعالیت مستمر نبودند و بصورت سراسری و عمومی در کشور نبود.
در سال 1300 خورشیدی قانون شورای عالی فرهنگ جهت اداره امور کلیه مدارس تصویب شد که با تاسیس دانشسراها و تربیت معلم و راه اندازی و گسترش مدارس در مراکز استان ها و شهرها و تاسیس دانشگاه تهران و اعزام دانشجویان به اروپا مرحله جدید و گسترده ای ایجاد شد.
عمده ترین طرح تغییر نظام آموزشی کشور در سال 1344 خورشیدی تصویب شد .تا قبل از آن دو دوره ابتدایی و متوسطه وجود داشت و پس از آن به سه دوره ابتدایی و راهنمایی و متوسطه تغییر کرد.
همراه با تحولات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی که منجر به دگرگونی وسیع در ساخت جامعه بسوی پیشرفت و ترقی شد در برنامه های آموزشی و زیرساخت ها با تعیین اهداف جدید مسیر رو به رشد هموارتر گشت و تغییرات اصولی در تشکیلات و برنامه های نظام آموزشی به وجود آمد.
از اهداف مهم آن دوره میتوان به شرح زیر نام برد:
*تاکید بر سوادآموزی و آموزش اجباری مخصوصا در روستاها
*پرورش نیروی انسانی ماهر و متخصص
*پرورش و مشارکت فعال در زندگی اجتماعی و آگاهی به حقوق اجتماعی و احترام به قانون
*پرورش ذوق هنری
*پرورش جسمی ( تربیت بدنی)
*تاکید بر اخلاق و فلسفه اجتماعی
نظام آموزشی در دهه های 40 و 50 خورشیدی با کارشناسی و بررسی دقیق و شناخت خصلت های کودکان و نوجوانان و آگاهی از علوم روز و سیستم نوین پرورشی تدوین گشت که تا حدود زیادی با بلوغ و رشد هیجانات در فرد همراه بود و زمینه مناسبی برای نمایان شدن استعدادها و تشویق به ادامه تحصیل در بسیاری از افراد ایجاد میکرد.در مدت زمان محدودی دبستان روستا با دبستان شهرها تفاوت داشت و معلمان در دبستان روستا با مدرک ششم ابتدایی و معلمان دبستان شهرها با مدارک دوره اول متوسطه (دیپلم ) تا مدارک بالاتر تدریس میکردند.
در آن دوران تقریبا برای همه اقشار جامعه امکان تحصیل وجود داشت و برخی کارگران و کارمندان موسسات و ادارات با توجه به اینکه ساعات اداری و روزها در محل کار مشغول بودند اما کلاس های شبانه وجود داشت که تحصیلات خود را تکمیل میکردند.
سیستم آموزشی در آن زمان به خوبی نشان داد که با دقت و تخصص و مهارت صاحب نظران و مجریان کارآمد و همچنین هماهنگی و ساماندهی امور مربوطه بعنوان یکی از کارآمدترین نظام های آموزشی دنیاست که با صورت بندی اهداف و تقویم کاری توانست اشتیاق به تحصیل را بیش از هر زمان دیگری بصورت عمومی ایجاد و زمینه های تداوم و پیشرفت را مهیا کند که نتیجه آن همراهی اکثریت مردم در آبادانی و ترقی کشور بود.
در زمانی که تحصیل در اکثریت کشورهای دنیا با شهریه و هزینه همراه بود در ایران بابت تحصیلات از کودکستان تا دانشگاه هیچ شهریه ای دریافت نمیشد و از نظر سنی امکان حضور در پیش دبستانی و مهد کودک تا زمان دبستان وجود داشت.علاوه بر آموزش های مدارس ، آموزش فنی و حرفه ای نیز دایر گشته بود که گواهی پایان دوره حرفه ای مقدماتی و پیشرفته و تخصصی اعطا میشد.
در واقع نظام حاکم موضوع آموزش و پرورش را با دید هزینه نمی دید بلکه بعنوان یک سرمایه گذاری مینگریست که علاوه بر فرهنگ سازی و ایجاد ساختار شخصیتی مناسب در جامعه بدنبال تربیت نیروی انسانی ماهر برای تامین منابع و کارآفرینی و پیشرفت کشور بود که عملا در آن سالها نشان داد که منبع اقتصادی مناسب و موثری است.
اصطلاح آن روزها این بود که منابع آموزش و پرورش از پول نفت است که حتی برخی افراد هم منتقد صرف هزینه های آموزشی از منابع عمومی بودند.
یکی از امور پسندیده حاکمیت این بود که برخی از منابع کشور را برای تشویق و تقویت دانش آموزان و بهبودتجربه و تحقیقات نشان داده است که هر کشوری که نظام آموزشی کارآمد و مفیدی را پایه گذاری و به مرحله اجرا درآورد نتیجه های مثبت و سازنده ای در پیشرفت های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی و فرهنگی داشته است.
جالبترین موضوع اینکه برخی از کشورها از سیستم آموزشی ایران در مقاطعی الگو برداری و یا مواقعی کپی برداری کردند و نتیجه برنامه ریزی متخصصان و برنامه ریزان کشور را مورد تقدیر قرار دادند.
۴ نظر:
واقعا جای سوال داره 50سال پیش ما اینقدر با نظم بودیم؟
پس چرا الان وضعیت تحصیلی اینقدر خرابه؟
واقعا روح پدر و پسر ایرانساز و همه پادشاهان و سرداران و سربازان و اندیشمندان و بزرگانی که برای حفظ این مرز و بوم و نوامیس مان و اعتلا و سربلندی دین و آیین و فرهنگ و رسومات و مرزهای کشورمان ، زحمت کشیدند، تلاش نمودند و الان زیر خروارها خاک مدفون مخصوصا پدر و مادر استاد بزرگوار، شاد و یادشان تا قیام قیامت گرامی باد
دشمن درست برنامه ریزی کرد اما متاسفانه ملت ناآگاه و افراطی و احساساتی، آب به آسیاب دشمن ریختن و شد آنچه نباید میشد
ارسال یک نظر