پیشگویی های حیرت انگیز - فصل دوم - قسمت هشتم

Shahi
شهر بیاد ماندنی

خورشید فروزان امرداد به زندگی مردمان جلوه خاصی از جنبش و تحرک می داد.
زمان برداشت محصولات کشاورزی شمال کشور مخصوصا شالی نزدیک شده بود و همین امر موجب روحیه و انگیزشی مطلوب همراه با امید به آینده ای روشن، و نوید بخش روزهای خوب آینده بود.
نوزاد تازه متولد شده روزهای اولیه زندگی خود را در آغوش مادرش میگذراند . در هفته ها و ماه های آغازین تولد " استاد " داستانهای شگفت انگیز و عجیبی را به همراه داشت که در سالهای بعدی زندگی اش توسط مادر بزرگوارشان و دیگر اطرافیان بیان می شد که شگفتی ساز وجالب بود.
در آن سالها سرزمین ایران با مدیریتی مناسب اداره می شد، و کشور در حال پیشرفت و توسعه در زمینه های گوناگون اقتصادی ،اجتماعی ، فرهنگی و صنعتی بود. دسترنج مردم زحمتکش پر برکت، و زندگی شان پر رونق بود و روزگار شان توام با دوستی و همدلی و همراهی می گذشت. شادی و آرامش حاکم بر آن دوران، باعث ایجاد صمیمیت و محبت بیشتری بین افراد شده بود و روابط آدمها گرمتر و سادگی و بی آلایش بودن رسم زمانه بود . انگار همه چیز استحکام و قوام بیشتری داشت.
در روستای جمنان و روستاهای شمال کشور و حتی می توان گفت سراسر میهن، مردم با نوعی تفکر مثبت و هم آوایی زندگی می کردند.
یکی از نمونه های بارز آن زمان این بود که، مستاجر وجود نداشت، و هر فردی که تشکیل خانواده می داد با همراهی و یاری هم محلی ها در مدت کوتاهی خانه سرایی می ساختند و افراد و هم محلی ها بدون توقع و چشمداشت به کمک هم می رفتند. یا شب نشینی های پر خاطره آن ایام که یک مهمانی ساده و غیرتشریفاتی بود و خانواده ها هر شب به دیدار همدیگر می رفتند. آن هم در منزل میزبانی که همیشه آمادگی پذیرایی ساده از مهمانانش را داشت و از حضور سر زده ناراحت نمی شدند.. آن ایام مردم در طول روز کار می کردند و شب ها فارغ از دغدغه فردا دورهم می نشستند و لحظات و ساعاتی خوش و خاطره انگیز را سپری می کردند و همگام با طبیعت ساعت زندگی خود را تنظیم می کردند و این هماهنگی و هم آوایی با طبیعت در فصول سال متغیر بود و در شبهای بلند زمستان شب نشینی ها هم اوج میگرفت و خانواده ها مدت بیشتری را در کنار هم با پذیرایی میوه و خوراکیهای سنتی سر می کردند. در تابستان از میوه های فصلی و در زمستان با خوراکیهایی همچون باقلا ، کدو پخته ،گردو کشمش و تنقلات محلی از همدیگر پذیرایی می کردند.
یکی از رسوم جالب و بارز آن زمان این بود که پس از برداشت محصولات کشاورزی، مراسم شکرگزاری برگزار می شد و این در حالی بود که جشن ها و مراسم سنتی و ملی نیز با نظم خاص و بطور پیوسته انجام می گردید. چند منطقه در روستای جمنان بود که با درختان افراشته و محیط سر سبز مکان برگزاری مراسم و جشن ها سنتی بود و اهالی با تهیه خوراکیهای متنوع و دلنشین در این مراسم و جشنها از همدیگر پذیرایی می نمودند. صفای ظاهر و باطن در یکرنگی و صداقت مردمان نمایان بود و کارگران و کشاورزان با قدر شناسی از نعمات پروردگار تصویر زیبایی از زندگی را نشان می دادند.
همانطور که قبلا اشاره شد، کارخانه نساجی شاهی که به نساجی شماره یک معروف بود، با صدای سوتی که از کوره مخصوص سرداده می شد و نمایانگر زمانهایی در طول روز بود، زمان حضور کارگران را در محل کارخانه یادآوری می کرد. به این ترتیب که دو سوت ناپیوسته در ساعت 5:30 دقیقه صبح و یک سوت پیوسته در ساعت شش صبح به صدا در می آمد، تا جابجایی کارگران انجام گردد. و در میانه روز ساعت 13:30 دقیقه و ساعت 14 و همچنین شبها ساعت 21:30 دقیقه و ساعت 22 هم این روند ادامه داشت، تا کارگران در سه شیفت صبح ، عصر و شب بموقع به محل کار خود برسند و جابجایی ها صورت پذیرد. محیط کارخانه نیز تمیز و مرتب و بسیار منظم بود. نکته جالب توجه اینکه کارخانه و مراکز تولیدی با نظم و ترتیب خاصی اداره می شدند و کارگران قبل از آغاز زمان کار بایستی در محل کار خود حاضر شده و تحویل دستگاه و وظایف محوله را انجام می دادند. کارخانه نساجی شاهی مجموعه ای گسترده را شامل می شد. از جمله منازل مسکونی کارگران ،کارمندان و مدیران- دبستان و مدرسه نساجی- باشگاه نساجی- فروشگاه و نمایشگاه منسوجات تولیدی و همچنین فروشگاه کالا مخصوص کارگران و عموم مردم – سینما – پارکینگ عمومی- شالیکوبی که بیشتر مختص کارگران نساجی بود اما به دیگران نیز خدمات ارائه می داد. و همچنین نانوایی که دارای دو تنور و سالن مشترک بود و نان میان وعده کارگران را تامین می نمود و دیگر مردم شهر نیز از آن بهره مند بودند.
در شهر شاهی علاوه بر کاخانه نساجی شاهی که قدیمی ترین کارخانه نساجی خاورمیانه بود، کارخانجات نساجی مازندران معروف به نساجی شماره دو، که بزرگترین کارخانه نساجی خاورمیانه و نیز نساجی شماره سه، که مدرن ترین کارخانه نساجی در خاورمیانه بودند، کارخانه های گونی بافی، آرد و کنسروسازی هم وجود داشت، که بسیار منظم و فعال بودند، در کنار آن کارگاه های نمد بافی – سفالگری – فرش بافی- منبت کاری – جارودستی- آهنگری- نجاری – تانکرسازی- رویه بافی –سبد بافی و ..... نیز به فعالیت مشغول بودند.
شهر شاهی یکی از پر تحرک ترین شهرهای ایران بود که به شهر کارگری و ورزشی معروفیت داشت. جمعیت ثابت شاهی محله های اصلی جمنان، کوچکسرا ، قادیکلا و روستاهای اطراف بودند که در زمان رضا شاه با توجه به گسترش کارخانجات و نیاز به تامین نیروی کار، هموطنان از استانهای آذربایجان و منطقه شهمیرزاد، به این شهر آمده بودند، که اکثریت ساکن شدند و حتی برخی در مناطق مرکزی شهر دارای مغازه و بنگاههای تجاری گشتند.
خیابانهای اصلی شهر بنام های خیابان ساری – بابل –تهران و جویبار نامگذاری شده بود و هریک در مسیر همان شهرها احداث شده بودند. به مرکزیت میدان اصلی شهر که در نزدیکی و اطراف آن ساختمانهای اداری دوره رضا شاه که بدست مهندسین ایرانی و آلمانی ساخته شده بود، مرتبط می شدند. که بعضی از بناها و ساختمانها هنوز پابرجاست.
سرگذشت این شهر بتدریج در نوشته های بعدی بیان خواهد شد و از دوستداران و همراهان در خواست میشود اگر مطالبی در این زمینه دارند، ما را همراهی نمایند.

۵ نظر:

ناشناس گفت...

مطالبها واقعاجالبن هرچی میخونم بیشتر لذت میبرم و اطلاعاتم بیشتر میشه

جاوید گفت...

عالی

ناشناس گفت...

کهن دیاران

ناشناس گفت...

واقعا جالب و شنیدنی بود و دلچسب . چه بر سر این کهن دیار آمده ؟!!!

ناشناس گفت...

خیلی جالب و عالی بود انشاالله خداوند متعال همواره ایشان را در پناه خود مصون و محفوظ بدارد. انشاالله شاهد فرا رسیدن روزهای سربلندی و آبادانی این مرز و بوم در سریعترین زمان ممکن باشیم