پیشگویی های حیرت انگیز - فصل چهارم - قسمت چهلم و دوم


آغاز جنگ یک روز قبل از شروع سال تحصیلی 60-1359

یک روز قبل از بازگشایی مدارس در سال تحصیلی 60-1359 عبدالحمید به اتفاق خانواده اش برای تهیه برخی لوازم مدرسه به بازار رفتند . آن روز تقریبا هوا گرم و آفتابی بود ، وقتی به خانه برگشتند بعد از نهار اخبار ساعت 14 رادیو اعلام کرد که هواپیماهای عراقی به ایران حمله کردند.
این حادثه مهم که در روز دوشنبه 31 شهریور 1359 روی داد بعنوان آغاز رسمی جنگ ایران و عراق در تاریخ ثبت شد.
ارتش عراق در بعد از ظهر 31 شهریور 1359 به ایران حمله نظامی نمود . این تهاجم نظامی با 192 جنگنده میگ روسی و 12 لشکر مجهز پیاده و زرهی و 30 تیپ مستقل در استانهای خوزستان ، ایلام ، کرمانشاه و دیگر شهرهای غربی در جبهه ای به طول 1200 کیلومتر صورت گرفت .
مهمترین حمله نظامی هوایی عراق به فرودگاه مهرآباد تهران و چند فرودگاه و پایگاه هوایی بود که برای اولین بار در اخبار ساعت 14 خبر بمباران تهران برای مردم پخش شد. علاوه بر فرودگاه مهرآباد ، چند فرودگاه دیگر از جمله تبریز – اهواز – همدان – بوشهر – آبادان – کرمانشاه- سنندج و چند منطقه دیگر نیز مورد حمله هوایی عراق که عمدتا هواپیماهای جنگنده میگ ساخت روسیه بود قرار گرفتند.
با توجه به اتفاقهای اخیر از جمله اعدام بیش از 350 خلبان و افسران نیروی هوایی ارتش و همچنین اعدام افسران ارتش در اهواز و تهران و همدان و تیرباران فرماندهان ارشد و امرای ارتش که از مغزهای نظامی برتر منطقه و آسیا بودند و حوادث دیگر در پادگان های ارتش که موجب تضعیف روحیه نیروهای نظامی شده بود و مهمتر اینکه عده ای از طراحان نظامی اخراج و بازنشسته شدند اما ارتش ایران توانست تنها با لشکرهای 81 و 92 زرهی اهواز و تیپ 84 پیاده خرم آباد و تیپ 37 زرهی که استعداد کل این یگان ها کمتر از 50 درصد بود با تجهیزات موجود مقابل تهاجم سراسری عراق بایستد و با مقاومت دلیرانه خود تعجب همگان را برانگیزد.
نیروی هوایی ارتش ایران تنها چند ساعت پس از حملات هوایی عراق با یک برنامه ریزی دقیق و واکنش سریع بزرگترین عملیات هوایی را علیه عراق انجام داد که با پرواز 140 فروند هواپیمای جنگنده به همراه چندین هواپیمای پشتیبانی و مخابراتی نقاط حساس در عراق از جمله بغداد و موصل را بمباران نمودند.

عملیات کمان 99 و البرز از مهمترین و بزرگترین و موثرترین عملیات هوایی معاصر بود که نشان داد علیرغم نابودی بسیاری از زیرساخت ها و سازمان عملیاتی و نظامی ارتش توانست آنچه شایسته ایرانیان مبارز بود را انجام دهد.
فرماندهان عراقی با تصور به اینکه ارتش قدرتمند ایران با توطئه های نیروهای انقلابی و داخلی و کشورهای خارجی توانایی لازم برای مقابله با حمله نظامی را نداشته و با توجه به تهدید و کشتار فرماندهان و خلبانان زبده توسط دادگاه های انقلاب و نقشه های شوم قدرت های خارجی برای انحلال و تضعیف ارتش این حمله را در زمان مناسب انجام دادند که به گمانشان کمتر از 50 درصد هواپیماهای جنگی ارتش ایران عملیاتی اند و ساختار فرماندهی در وضع نابسامان و نامطمئنی قراردارد و براحتی می توانند در مدت چند روز کشور را تسلیم نمایند و شکست دهند.

البته توان هوایی عراق هیچگاه تا آن زمان نسبت به ایران برتری نداشت هرچند عراق با تمام جنگنده ها و بمب افکن هایشان به میدان آمدند و ادعایشان این بود که خسارات سنگینی به ایرانی ها رساندند اما در واقع شکست سنگین و فاحش عراقی ها را آشکار می کرد، چرا که پایگاههای ایران با دقت و به خوبی طراحی شده بود و به هیچ یک از جنگنده های ارتش آسیبی نرسید و حملات هوایی عراق بیشتر به باندهای پرواز فرودگاه ها آسیب رساند و این در حالی بود که ایران از تحویل پیشرفته ترین جنگنده های دنیا در آن زمان خودداری کرده بود.
موضوع جنگنده های اف 16 که پیشرفته ترین هواپیماهای جنگی در آن زمان محسوب می شد از این قرار بود که شاه طی قراردادی تعداد سیصد جنگنده فوق مدرن اف16 را از آمریکا خریداری کرد که بایستی از سال 1979 (1357) تا 1983 ظرف مدت چهار سال بتدریج به ایران تحویل می شد که یکصدو چهل فروند در سال 1357 بایستی تحویل ارتش ایران میگردید و تعداد یکصد و شصت فروند دیگر تا قبل از پایان سال 1361 ارسال می شد، البته در برخی از منابع و محافل عنوان شده بود که اکثریت سهام سازنده این جنگنده توسط شاه خریداری گردیده بود و به همین منظور فقط تنها دو کشور دارای این جنگنده های مدرن بودند که یکی آمریکا کشور سازنده و یکی هم ایران بود. حتی کشورهای عضو ناتو و هم پیمانان آمریکا فاقد آن بودند. این افتخار و انحصار داشتن چنین هواپیمای پیشرفته مخصوص ایران شده بود. جالب توجه تر اینکه جیمی کارتر در تبلیغات و نطق های انتخاباتی اش به این موضوع اشاره کرده بود که آمریکا هنوز نیاز به جنگنده اف16 ارتش خود را تامین نکرده است اما با ایران برای فروش و ارسال آن قراردادبسته است.
تا سال 1357 چند فروند اف16 برای آزمایش و آمادگی خلبانان ایرانی تحویل ارتش ایران شده بود و سری اول آن در نیمه دوم سال 1357 آماده تحویل بود اما با تغییر حکومت در ایران، دولت انقلابیون نسبت به فسخ یکطرفه قرارداد از تحویل جنگنده های اف16 خودداری نمود حتی ساده ترین دیپلماسی و امور حقوقی را هم رعایت نکردند چرا که پول پرداختی برای خرید جنگنده ها را هم از آمریکا نگرفتند. برخی از چهره های نظامی و انقلابی نزد رهبر انقلاب رفتند و موضوع تحویل جنگنده ها را مطرح کردند که خمینی در پاسخ با صدای بلند اعلام کرد ما با کسی جنگ نداریم و کشورهای عربی برادران ما هستند و همین مقدار طیاره های موجود را هم به دریا بریزید ما نیازی به طیاره های جنگی نداریم.
البته با همان جنگنده های موجود در ارتش که در زمان شاه خریداری و تجهیز شده بود برتری هوایی ایران بر نیروی هوایی عراق کاملا مشهود گشت و آنچه صدام و ارتش عراق تصور نمی کردند با دلاور مردی خلبانان ایرانی به جهانیان اثبات شد که نیرو های نظامی و ارتش ایران بدور از گرایش های سیاسی و اعتقادی در دفاع از میهن عزیز دلاورانه میجنگند و اصولا نیروهای ارتش بگونه ای آموزش دیده بودند که ذهنیت و اهداف اصلی شان در دفاع از مرزها و مقابله با دشمنان خارجی و حفظ تمامیت ارضی ایران است، ارتش ایران هیچ آمادگی و آموزشی برای شورش های داخلی و مقابله با اعتراضات مردمی نداشتند اما همانگونه که مشاهده شد طور دیگری با این ارتش برخورد قهرآمیز و غریبانه شد.

حمله عراق برای مردم ایران غافلگیرانه بود و بسیاری را وحشت زده کرد اما برای بسیاری از سیاستمداران خارجی و داخلی کاملا قابل پیش بینی بود. بعضی از سران حکومت هم توسط سفارتخانه ها و عوامل اطلاعاتی و نظامی با توجه به تحرکات ارتش و حکومت عراق این جنگ را غیر قابل اجتناب می دانستند اما اقدامی عملی انجام ندادند و موضوع را از مردم پنهان کرده بودند.با حمله نظامی عراق چند نفر از نمایندگان مجلس و برخی گروه های سیاسی فریاد برآوردند که پس نیروهای نظامی ما کجا هستند؟

عمده حزب های سیاسی چپ و کمونیستی و حتی تعدادی از روحانیون همچون حسن روحانی و خلخالی و ری شهری و .... که از ابتدای انقلاب با جدیت تمام خواستار انحلال ارتش و به اصطلاح پاکسازی نیروهای نظامی بودند این بار نیروهای ارتش را زیر سئوال بردند که چرا پاسخ حملات نظامی عراق را نمی دهند . از طرفی اکثرسازمانهای سیاسی حمله نظامی عراق به ایران را محکوم کردند اما بعدها در آغوش دشمن پناه گرفتند. حمله نظامی عراق در سخت ترین شرایط سیاسی و نظامی به ایران صورت گرفت اما مقاومت ارتش ایران همه را متعجب کرد و این موضوع را ثابت نمود که تجهیز ارتش و سیر صعودی توانایی آن در حکومت شاه بسیار بجا و ضروری بود.
ارتش با امکانات موجود در مرزها به مقابله ای جانانه پرداخت و آنچه فرماندهان ارتش عراق می پنداشتند و بیان کرده بودند که چند روزه به تهران خواهند رسید را ناکام گذاشت. یکی از ایثارگریهای ارتش اعزام تمامی دانشجویان دانشکده افسری که حتی دوره تحصیل و آموزش شان به پایان نرسیده بود به همراه مربیان و افسران و مربیان آموزشی به خطوط مقدم جبهه های جنگ بود که تعدادشان بیش از هشتصد نظامی و دانشجو تخمین زده شد و اکثریت شان در نبرد های مناطق جنگی جان باختند.
در طول جنگ و دفاع از میهن نیز توجه اندکی به رشادت های ارتش می شد و رسانه ها و مبلغان بیشتر از نیروهای انقلابی و پاسداران تمجید می کردند.

با حمله نظامی عراق به ایران آشفتگی خاصی به جامعه تحمیل شده بود. هنوز بسیاری از مردم و مسئولین غافلگیر بودند و عده ای از سران حکومت به شدت ترسیده بودند. بعضی از مدیران حکومتی و سران احزاب برای مدتی پنهان و ناپدید شدند. هاشمی رفسنجانی به دیدار رهبر انقلاب رفت و این هراس همگانی را مطرح کرد و پاسخی عجیب شنید که به قول خودش روحیه کرفت اما در پشت پرده این اتفاقات برخی مسئولین حکومت جدید از افرادی اطمینان کسب کرده بودند که نگران نباشند و این جنگ به نفع آنها خواهد بود.
بنی صدر که پس از انتخاب به عنوان رئیس جمهور حکم فرماندهی کل قوا را در 30 بهمن 1358 از رهبری گرفته بود با همکاری ارتش به بررسی و مقابله اوضاع پرداخت اما تشکیل شورای عالی دفاع با حضور برخی فرماندهان نظامی و عده ای از روحانیون و انقلابیون که دانش و تخصصی در امور نظامی نداشتند اما در تصمیم های مهم دخالت داشتند موجب نابسامانی در تصمیم گیری و اقدام جامع گشت . علاوه بر آن حضور افراد غیر حرفه ای و فاقد اطلاعات و معلومات نظامی در شورای عالی دفاع که اصلی ترین و حساس ترین موضوع یعنی اسرار نظامی را رعایت نمی کردند ،سبب اخلال و به هم ریختگی و افشای برخی عملیات ها می شد.

در کنار ارتش نیروهای مردمی هم حضور داشتند که عمده آن تحت نظر سپاه پاسداران نهاد شبه نظامی تازه تاسیس بودند.
همانطور که بیان شد پس از انقلاب که انقلابیون مظنون به قیام ارتش شاهنشاهی بودند دست به اعدام فرماندهان و امرای ارتش و تصفیه گسترده افسران رده بالا و با تجربه نیروهای سه گانه ارتش زدند. عده ای از انقلابیون که زیر نظر گروه های فلسطینی آموزش های چریکی دیده بودند نیز در کنترل ارتش با تشکیل دادستانی ارتش و حفاظت اطلاعات نیروهای مسلح نقش داشتند . روحانیون و مذهبیون – برخی ملی گراها –سازمان مجاهدین خلق – حزب توده – سازمان چریک های فدایی یک صدا و بصورت مستمر فریاد انحلال ارتش سر می دادند.
اسلامگرایان خواهان ارتش توحیدی و گروه های چپ و کمونیستی خواستار ارتش خلقی بودند و پس از کشمکش های فراوان تصمیم به کوچک سازی ارتش و تشکیل یک نیروی نظامی جدید برای مقابله احتمالی با ارتش توسط حکومت جمهوری اسلامی گرفته شد و به همین منظور سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با هدف حفظ و حراست از دستاوردهای انقلاب اسلامی در اردیبهشت 1358 تشکیل گردید.
اعضای اولیه سپاه پاسداران از برخی انقلابیون و چریکها و همچنین از افرادی که دارای سابقه کیفری در زندان بودند تشکیل شد که طبق اظهارات مسئولین وقت سپاه پاسداران نقش محافظت از رژیم حاکم و مقابله با قیام احتمالی ارتش و اعتراضات مردمی را داشت.
با توجه به اینکه سپاه دارای تخصص و مهارت و تجربه نظامی نبود و حدود آموزش های مقطعی چریکی بود توانایی رویارویی در جبهه های جنگ بصورت تخصصی را نداشت و در عمل مشخص شد که فاقد نظم و آموزش لازم هستند و حتی در درگیری های داخلی نیز بعلت خشونت و افراط نه تنها با مناقشات و درگیری های نظامی قومی بدرستی برخورد نکردند بلکه به شدت شورش ها دامن زدند.
در روزهای اولیه جنگ پایگاه های سپاه در شهر های مرزی که مورد هجوم ارتش عراق قرار گرفته بود به مقابله با سلاح سبک پرداختند اما تاکتیک و مهارت لازم در برنامه ریزی دفاعی را نداشتند که منجر به جان باختن نیروهای خودی شد. جالب توجه اینکه آن تعداد از جوانانی که خالصانه برای دفاع حضور داشتند در جبهه های جنگ جان باختند و عده ای از پاسداران که از افراد با سابقه و مجرم بودند منطقه را ترک کرده بودند.
با شروع جنگ مشخص شد که هر کشور به یک نیروی نظامی منسجم و قوی و منظم نیاز دارد تا از سر زمین خود دفاع نماید.
حضور نیروهای نظامی موازی در کنار ارتش متعاقبا خسارات جانی و مالی فراوانی را به همراه داشت . در هنگام آغاز جنگ سپاه پاسداران فقط محدود به عده ای سلاح بدست بود و از نیروهای منظم زمینی و دریایی و هوایی بی بهره بود.
آموزش های اولیه انقلابیون در کشورهای خارج از ایران صورت گرفته بود و نیروهای سپاه بتدریج توسط ژاندارمری و ارتش آموزش نظامی را فراگرفتند. البته برای کنترل نیروهای انتظامی همچون شهربانی و ژاندارمری نیز سازمان انتظامی تحت عنوان کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد که از بدو انقلاب تاسیس و در کنترل شهرها و مقابله با اعتراضات نقش مهمی داشت.
در هر حال جنگ خانمانسوز آغاز گردید و مردم ایران بی آنکه بخواهند و بدانند در یک مشکل مهم قرار گرفتند. در این بین سرنوشت نوجوانان و جوانان ایران مشخص نبود که چگونه باید سال تحصیلی جدید را با این اوضاع و احوال آغاز کنند و درست یک روز قبل از بازگشایی مدارس چنین اتفاق وحشتناکی در سرزمینی که گذشته نه چندان دور در آرامش و ثبات بود روی داد و حال و روز نسل جوان که برخی با شور و شوق منتظر شنیدن خبرهای مهم بودند و بعضی نیز هراس از آینده ای نا معلوم داشتند نامشخص بود.
در آن زمان مردم هم نمی دانستند واقعا حق با کیست و بیشتر هم فقط اخبار رسانه های داخلی را بعنوان منابع اطلاع رسانی گوش می دادند.
یک پدر جمله ای زیبا بیان داشت ، هر که جنگ را آغاز کند بازنده است و هیچگاه حق برای همیشه پنهان نمی ماند و روزی خواهد رسید که بسیاری از واقعیت ها و زوایای پنهان آشکار میشود.


۳ نظر:

جاوید گفت...

نام شهدای مدافع سرزمین مان ایران تا ابد میدرخشد .

ناشناس گفت...

چقدر دردآوره وقایع بعداز انقلاب

ناشناس گفت...

چند روزه که قسمت های مختلف را پشت سر هم مطالعه می کنم و متاسفانه بعد از روشن شدن موضوعات مختلف ، تمام فکر و ذهنم درگیر شده و بدتر اینکه نمی دانم چگونه باید از این جنایتکاران انتقام گرفت درحالیکه هنوز هم برطبل جنایاتشان می کوبند و برخی نیز الحمدلله به درک‌ واصل شدند ،
خدایا ما را در زمره منتقمین واقعی از جنایتکاران و ناجوانمردان و خائنان به این مرز و بوم و خونهای بناحق ریخته شده و شهدای گرانقدر قرار بده، آمین