پیشگویی های حیرت انگیز - فصل دوم - قسمت هفدهم


فرهنگ بومی و رفتارهای عمومی

فرهنگ ایرانیان از دیر باز دارای سابقه ای نیک و شایسته بود و در اعصار مختلف برخی رفتارها و اخلاق مردم این دیار دستخوش نا هماهنگی و نا ملایماتی گردید.
در ایام کودکی استاد رفتار عامیانه بصورتی متفاوت از گذشته و آینده بود ، در آن روزگار مردم در همکاری و کمک به یکدیگر پیشتاز بودند ، در مزارع و کارها ی ساختمانی یکدیگر را یاری میکردند، در عروسی ها و جشن ها به هم یاری می رساندند و حتی در هزینه های مراسم همراهی میکردند. اگر کسی ناتوان یا بیمار می شد به کمک او و خانواده اش می شتافتند، تقریبا در تمامی مراحل پر فراز و نشیب زندگی در کنار هم بودند.
البته نمی توان این موضوع را نادیده گرفت که برخی افراد همیشه اخلال و اشکال تراشی می کردند و همواره در طول تاریخ عده ای بداخلاق و خشونت طلب در اکثر اقوام و قبیله ها وجود داشتند که با اعمال ناپسند و آزاردهنده شان شیرینی با هم بودن و صفا و صمیمیت را با رفتار بابخردانه یا مجرمانه شان تلخ می کردند.
در این میان در روزگاران نه چندان دور هم سابقه چنین رفتار زننده ای در جامعه ایرانی وجود داشت که بسیاری از آن میراث گذشته نزدیک بود. چه در شهرها و روستاها و چه در محیط های کوچک و خانوادگی، که عمده آن تحت تاثیر افراد خاص بود. و برخی بدون در نظر گرفتن هویت فرهنگی و تربیت خانوادگی جذب آن میشدند و محیط خانواده و محل زندگی شان را با برخی رفتارهای زننده و ناپسند، نا آرام میکردند. اگر بخواهیم این موضوع را ریشه یابی نماییم به قرن ها و سالهای گذشته بر میگردد، که عمده ترین عوامل خوبی یا زشتی رفتارها توسط حکومتها بوده است ، چه بسا با اعمال برخی قوانین یا دستورات بتدریج تغییراتی در رفتار مردم ایجاد و به نسل های بعد منتقل می شد.
باید واقعیت را پذیرفت که درگذشته ای نه چندان دور رفتار مردم ایران مورد بازسازی و بازبینی قرار گرفته بود، هرچند گفتار و رفتار در محیط های آزاد و محدوده زندگی و خاستگاه اجتماعی بصورت سنتی با آرامش یا خشونت همراه بود، اما اقدامات حکومت نیز تاثیر بسیاری در سوق دادن به یک مسیر خاص داشت.
در زمان کودکی استاد بسیاری از محله ها و روستاها با آموزه های بومی و مذهبی که از گذشته مرسوم بود، خو گرفته بودند. و همینطور در مناطق مختلف کشور و اقوام ایران هر کدام فرهنگ بومی خود را داشته و با سلیقه های متفاوت زندگی میکردند. اما حکومت وقت با دستور العمل ها و آموزش هایی که از مدارس و مجامع علمی و اقتصادی آغاز می شد قالب فرهنگی خاصی که انضباط و ترتیب و احترام و نحوه رفتار اداری و فرهنگی و نظامی و اقتصادی بود را پایه گذاری و توسعه داد. البته باید به این حقیقت هم اشاره کرد که در مدارس و اماکن تولیدی برای اجرای نظم و انضباط با خشونت و تنبه همراه بود، و سخت ترین تنبیه های بدنی بعد از مدارس در مجموعه ارتش و نظام بود که در پادگانها علاوه بر تنبیه های انضباطی ، بسیاری از فرماندهان ما فوق با الفاظ زشت با زیردستانشان برخورد می کردند، که با توجه به اینکه ارتش ایران از ارتش های قدرتمند جهان بود، اما این ضعف اساسی موجب تضعیف روحیه نیروهای نظامی مخصوصا سربازان می گردید. البته بتدریج وضعیت اخلاقی در ارتش در حال بازسازی بود، هرچند انضباط بسیار قوی نیروهای مسلح آن زمان و رعایت سلسله مراتب نظامی موجب خللی در از هم پاشیدگی نبود، اما این واقعیت برای بسیاری از مردم خوشایند نبود. وجود چنین رویکردی در نظام اداری و آموزشی که بسیار منظم رعایت می شد تا جاییکه کارمندان ادارات دولتی باید با پوشش مناسب در محل کار حاضر می شدند و بر خلاف امروزی که حتی مدیران نیز با لباس نا مناسب حضور می یابند، موجب گشت تا مجموعه اداری و آموزشی کشور در آن دوران از الگوهای اخلاقی شایسته محسوب گردد.
هرچند خرده فرهنگ ها در محله ها و بازار و روستاها و حتی مناطق مختلف کشور جزئی از زندگی روزانه مردم بود اما با حضور افراد در مدارس و دانشگاه ها و ادارات که تابع نظم و مقررات خاص بود و می بایست خود را با آداب و اخلاق محیط اداری و آموزشی وفق میدادند.
در بعضی از خانواده ها هم تنبیه های فرزندان با خشونت صورت میگرفت ، در بسیاری از محیط های خانوادگی برای تربیت بچه ها تنبیه های فیزیکی انجام می شد اما برخی نیز در این راستا رفتارها را کنترل و از خشونت پرهیز می کردند.
با بررسی و مطالعه تاریخی، برخی تحلیلگران به این نتیجه رسیده بودند که برخی از علل اینگونه رفتارها به گذشته ای نه چندان دور بر میگردد. اگر نگاهی به زمان قاجار شود، این مهم کاملا عیان میشود که در آن عصر اشراف و مردم عادی بسیار متفاوت و با فاصله طبقاتی زندگی میکردند. در آن زمان خفیف ترین نوع مجازات فلک کردن بود و البته گردن زدن و به توپ بست مجرمان که اکثرا در اندازه جرم اعدام شدن نبودند،بود.
لایه فرهنگی دوران قاجار بگونه ای در تار و پود اجتماع بافته شده بود که مردم عادی باید همیشه در مقابل اشراف زادگان و حکومتیان و والیان و نظامیان سربزیر و سرافکنده و مطیع می بودند و حق اعتراض یا حتی پاسخ به سخنان یا سمتهایی که تحمل میکردند را نداشتند. حتی افرادی که اندکی از دیگر همنوعان خود سر تر بودند ، نسبت به زیردستان و ضعیفان با پرخاش و بی احترامی برخورد میکردند . این موضوع تلخ در سر زمینی که مهد تمدن جهان و دارای فرهنگ تاریخی غنی و شایسته است بود و مخصوصا در اواخر حکومت سلسله قاجار وضعیت بسیار اسفناک تر بود.زمانه ای که با فقر فرهنگی و مالی مردم عجین شده بود و حکومتهایی که قبل از اینکه به فکر حفظ منافع ملی و مردم باشند به خوشگذرانی در حرمسرا و شکارگاه ها و اعمال بیهوده می پرداختند، و از افتخاراتشان خاطره های سفر به فرنگ و ظلم به مردم بی نوا و تمسخر دیگران بود.
حال تصور شود در آن موقعیت دشوار و شرایط حاد مملکت که با نداشتن آب آشامیدنی و امکانات حداقلی رفاهی برای مردم عادی، هجوم بیماری وبا نیز به آن اضافه شد، فردی آمد و با قدرت و قاطعیت نسبت به رفع مشکلات و ایجاد خطوط ارتباطی و امکانات رفاهی و بهداشتی حکومت قاجار را به پایان رساند و پادشاهی خود را آغاز کرد.
یک کشور از هم پاشیده که بصورت ملوک الطوایفی اداره می شد، که در خراسان و گیلان و خوزستان و سیستان و آذربایجان افرادی اقدام به تجزیه کشور کردند. حتی مردم دارای شناسنامه نبودند. ادارات دولتی توسط روسها و برخی کشورهای اروپایی اداره میشد . ایران استقراض سنگینی به روس و انگلیس داشت و منابع و خزانه کشور خالی بود.مطمئنا در آن زمان توانایی تغییرات وسیع فرهنگی در مدت کوتاه امکانپذیر نبود و آگاهان امر درک میکنند که فرهنگ سازی هم توانایی و فرصت و زمینه لازم، هم زمان مناسب را می طلبد که به مرور زمان با پیشرفت و توسعه اقتصادی و اجتماعی و علمی کشور بتدریج بخشی از اهداف آن در دوره سلطنت پهلوی محقق گشت ، اما بصورت کامل و ایده آل نرسید. البته با مطالعه تاریخ بسیاری از کشورهای پیشرفته امروزی و با مقایسه پیشینه فرهنگی شان در می یابیم که محیط اجتماعی و آموزش های لازم و ایجاد زمینه های مناسب و بسترهای مساعد چگونه از برخی سوابق ناپسند و حتی وحشی خود را به شکل مترقی و با فرهنگ زیبای فعلی تبدیل و ظاهر کردند. تردیدی نیست که فقر و خشونت و مشکلات روحی و شرایط دشوار زندگی در نمایاندن رفتار مناسب تاثیر بسزایی دارد.

۸ نظر:

ناشناس گفت...

قاجار ننگ پهلوی اقتداروعزت

ناشناس گفت...

البته با اینکه در دوران پهلوی رو به پیشرفت از هر نظر بودیم ولی متاسفانه فرهنگ ما در این دوران ، بدتر از دوران قاجار شده و پرخاشگری و ظلم و فساد، بیداد می کند .بازسازی فرهنگ و یادآوری اصالت این مردم ، مسلما چقدر سخت و طاقت فرسا خواهد بود. فقط از دستان مبارک شخصیت بزرگی چون استاد گرانقدر ساخته است و بس

ناشناس گفت...

چقدر زحمت کشید حکومت پهلوی برای ایران و چقدر قدرنشناسی کردن اکثریت مردم ناآگاه

ناشناس گفت...

زمان حکومت پهلوی دوره ای بود که واقعا، ایرانیان حقیقی، حکومت رو در دست داشتند و با تمام توان برای وطن ، برای این دیار کهن تلاش می‌کردن

ناشناس گفت...

شکر نعمت نعمتت افزون کند ، کفر نعمت از کفت بیرون کند . اکثریت مردم کفران نعمت کردن

ناشناس گفت...

البته‌ اگر رسانه، اون زمان قوی بود ، فکر میکنم هرگز پهلوی سقوط نمی‌کرد. مردم نمیدونستن چه خبره و چه کارهای اقتصادی و فرهنگی بزرگی صورت گرفته

ناشناس گفت...

بله درسته

ناشناس گفت...

بله . متاسفانه مردم گوششون فقط به یک عده انسان نماهای زشت‌ سيرت بود که فقط حرف زدن اما در عمل ، پوچ و باطل