سال ۱۳۵۹ به روزهای آخرش میرسید .موضوعهای سیاسی در کنار اخبار جنگ و درگیریهای نظامی و منازعات منطقهای همچنان در صدر مشغلههای ذهنی مردم بود .
گروهای مختلف سیاسی با برپایی سمینارها و میتینگ ها و همایشها موضع خود را بیان میکردند .
در مناطق گوناگون و محلهها دکههای کتاب و نشریات ایجاد کرده بودند و پوسترهای تبلیغاتی و عکسهای رهبران سیاسی و احزاب چاپ و توزیع میشد . پلاکاردها و پوسترها بر دیوارها و تیرهای برق نصب میکردند. گاهی اوقات بر روی وانتها بلندگوهایی نصب و شعارها و سرودهای نقلابی
پخش میشد بازار در آستانه سومین سال پس از خروج شاه به ادامه افزایش تورم و گرانی حرکت میکرد مردم برای خرید سال نو با مشکل روبرو میشدند و مثل قبل در بازار امنیت لازم حاکم نبود ارزش ریال نسبت به ارزهای خارجی ضعیفتر گشت و دلار بیش از دو برابر شد.
پس از اتفاق در دانشگاه تهران یعنی ۱۴ اسفند که بنی صدر رئیس جمهوری کشور سخنرانی داشت ، تظاهراتی در تهران و شهرهای کشور انجام گرفت که به صورت سه روز پیوسته ادامه داشت و پس از آن به صورت پراکنده تجمعهای سیاسی برگزار میشد .
هیئت رسیدگی به موضوع ۱۴ اسفند که از سوی رهبری انقلاب تشکیل شده بود با تنشها و چالشهایی همراه بود . قسمت جالب قضیه این بود که یک طرف درگیر و مخالفان رئیس جمهور به عنوان هیئت رسیدگی و حل اختلاف تعیین شده بودند.
در یکی از روزها که دانش آموزان از مدرسه به سمت خانههایشان میرفتند همچون روزهای دیگر شاهد صحبتهای مختلف سیاسی و اجتماعی افراد در مسیر و خیابان بودند.
مرتضی که کارشناس علوم اجتماعی و مدتی به عنوان کارورز در وزارتخانهها مشغول بود در جمعی چند نفره در مورد نحوه وقوع انقلاب و هدف خارجیها گفت : شاه در سالهای آخر بعضی صحبتها را نباید میکرد او وقتی به انگلیسیها صریحاً اعلام کرد که قرارداد نفتی که از دوران قاجار منعقد شده
بود و تا بهمن ۱۳۵۷ به پایان میرسد را دیگر تمدید نخواهد کرد انگلیسیها کارگروه ویژه برای رفع این مشکل تشکیل دادند تا به هر طریقی شده حکومت شاه سقوط کند.
همچنین وقتی شاه در فرانسه اعلام نمود که دیگر دوران استعمار گذشت و ما دیگر به موبورها باج نخواهیم داد فرانسویها هم با انگلیسیها همراه شدند و بعدها آلمان و امریکا را هم به جمع خود آوردند تا با هر دسیسه و نیرنگی که شده شاه را از پای درآورند.
آنها کاملاً واقف بودند که با نیروی نظامی نمیتوانند شاه را شکست دهند چون قدرتمندترین با غیرتترین ارتش منطقه را داراست .
از منظر اقتصادی هم توان مقابله با شاه را نداشتند. شاه یک حاکم مقتدر و آگاه به مسائل اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بود و تنها حاکم جهان بود که بالاترین مدارج نظامی را داشت و در فنون نظامی و رزمی دارای مهارتهای بالایی بود.
شاه قدرت اصلی اوپک و تعیین کننده قیمت نفت در جهان بود و بسیاری از کارشناسان نفتی و اقتصاددانهای دنیا از او مشورت میگرفتند. اوایل دهه ۵۰ محمدرضا شاه قیمت نفت ایران را از بشکهای ۲ دلار به ۷ دلار رساندو بالا برد. و درآمد نفت ایران ۲۰ برابر شد. ارزش ریال ایران چند برابر بیشتر از ارزهای خارجی و بالاتر از دلار امریکا شد و نظام پولی جدیدی در دنیا به وجود آمد. با بالا بردن قیمت نفت ایران اروپا دچار تورم شدیدی شد . بطوریکه دنیا در مقابل دولت ایران سر خم میکرد .روزنامههای اروپایی لقب دولت ایران را به عقاب اپک عنوان کردند.
در آن زمان با یک برنامه مدون و جامع کشور در حال پیشرفت در زمینههای مختلف بود و از طرفی سهام برخی شرکتهای مطرح و غولهای سرمایه دنیا توسط ایران خریداری میشد و یک سرمایهگذاری مطمئن و گنجینه و پشوانهای قوی برای کشور ایجاد میشد ،قدرت بلامنازع ایران در جهان در مسیری مثبت پیش میرفت. شاه با اینکه دارای یکی از قدرتمندترین ارتشهای جهان بود اما با تمام کشورها با هدف تعامل و صلح رفتار میکرد .هدف افزودن بر سرعت پیشرفت بود. او ادامه داد وقتی شاخص اقتصادی ایران از ژاپن پیشی گرفت و ارزش ریال از پوند انگلیس فراتر رفت دیگر انگلیسیها تاب نیاوردند و موقعیت خود را در خطر دیدند، و از آنجایی که تنها راه سرنگونی شاه را با دکترین چرچیل میدیدند دست به کار شدند.
به گفته چرچیل با اکثریت جاهل و اقلیت خائن میتوان یک کشور را تغییر داد و به زیر سلطه درآورد. شاه ارتش قدرتمند داشت، اما نه برای مقابله با مردم برای دفاع از کشور و مقابله با قدرتهای خارجی ، و تنها چیزی که به آن فکر نمیکرد شورش مردمش بر علیه او بود چرا که میاندیشید آنچه برای کشورش و مردم ایران انجام میدهد موجب دوستی و محبت بیشتر میشود، اما درست از همین نقطه ضربه خورد شاه پلیس ضد شورش تشکیل نداد و آخرین دستورش به امرای ارتش هم جلوگیری از کشتار و خونریزی بود و چنین خواند که مردمی که تاریخ نخوانند فریب شعارهای کاذب را خواهند خورد.
او ادامه داد که در یک مجله خارجی خوانده است رونالد ریگان رئیس جمهوری امریکا در یک سخنرانی این چنین گفت: من به پرزیدنت جیمی کارتر انتقاد دارم، از نقش و گسیختن ارتباط ما با متحدی پابرجا ؛ شاه ایران؛ و متقاعد نمیشوم که چرا او و ملتش را از هم جدا ساختید . چرا باید اصلاً شرایط طوری میشد که ایشان فوت کرد در کنار مردمش نیارامد ؟این خواسته آنها بود. شاه برای مدتی مدید به نیکی و اقتدار به جای ما کل خاورمیانه را امن نگاه داشته بود و ما هم اینجا امن بودیم . و من معتقدم که سقوط شاه لکه ننگی در کارنامه ماست. ما مسئول خیانت به شاه هستیم .
جیمی کارتر بدعهدی کرد و پیمان شکنی نمود او به مردم ایران خیانت کرد .آیا اکنون اوضاع بهتر است؟ شاه چه کارهایی باید انجام میداد که نداد؟ جهان امن و آرام بود و منطقه روی خوش داشت. تنها به اصلاحات ارضی شاه و ملتش اشاره میکنم. اراضی را از ملاها و شیخها و خان ها گرفت و در میان دهقانان تقسیم کرد تا صاحب زمین شوند کارگران را در سهام کارخانهها شریک ساخت و برای مردمش رفاه و آبادانی آورد . او چنین کارهای بزرگی انجام داد ، اما برخی به او حسادت کردند و راه دشمنی و فریب را در پیش گرفتند . ولی ما دوباره همه چیز را به حالت قبل برگرداندیم ،کشور متمدن و آبادش را به نام یک بیسواد روانی زدیم که هزاران نفر را سلاخی کرد و این قتل و کشتار را مجازات اعدام مینامیم.
مرتضی ادامه داد نقشهایی که اروپاییان برای جلوگیری از پیشرفت ایران کشیدند بسیار شوم و ناجوانمردانه بود آنها بیان داشتند باید طوری کرد که مردم ایران و منابع کشور با یک مدیریت ناکارآمد نابود شوند.
در این بین یکی از حضار گفت که این صحبتهایتان اشتباه است و مردم از ظلم طاغوت به سطوح آمدند و انقلاب کردند و آزاد شدند و امام خمینی گفت که ما انقلابمان را به سراسر جهان صادر خواهیم کرد. یکی دیگر گفت چرا میگویی امام مگر او امام است قبل از اینکه به او لقب امام بگویند بعضی افراد را هم امام میگفتند، مثل امام موسی صدر که قبل از خمینی به این لقب رسید. در اینجا یکی دیگر پرسید راستی سرنوشت موسی صدر چه شد؟ که مرتضی دوباره به سخن آمد و گفت از یکی از افرادی که محقق است و چنین موضوعهایی را پیگیری میکند شنیدم که موسی صدر یک روحانی روشنفکر و آگاه بود او مرتباً به شاه درباره تندروی های خمینی هشدار میداد گفته شده شاه خواهان بازگشت موسی صدر به ایران برای جلوگیری از یک انقلاب مذهبی بود .موسی صدر تنها و اولین روحانی بود که پیش از خمینی لقب امام را گرفته بود و داشتن این لقب برای حامیان خمینی سنگین بود. ناگفته نماند که اولین فردی که خمینی را امام نامید حسن فریدون بود که عدهای او را از مامورین سرویس مخفی انگلیس میدانند .حسن فریدون تمام تلاش خود را بعد از انقلاب برای انحلال و تحقیر ارتش ایران انجام داد تا جایی که در مجلس خواستار قطع حقوق بازنشستگان ارتش و اعدام ارتشیان در ملأ عام و نماز جمعه و انحلال تیپ هوابرد که زبدهترین و قویترین نیروی تکاور آسیا بود را کرده بود.
امام موسی صدر در سفر کوتاهی که در سال ۱۳۵۷ به لیبی داشت مفقود گردید عده ای گفتهاند که توسط سرهنگ معمر قذافی با هماهنگی خمینی به قتل رسیده است.
در ادامه بحثها موضوع صادر کردن انقلاب پیش کشیده شد .یک فرد مسن که در جمع حضور داشت گفت شما هدفتان از صدور انقلاب چیست ؟ آیا شما میخواهید برای ملتهای دیگر تصمیم بگیرید و آیا دلسوز آنها هستید؟ صادرات مذهب _فرهنگ _ تکنولوژی _ هنر یا هر چیز دیگر برای چه منظوری است؟ آیا این صادرات با هجوم و شعار است ؟ آیا چنین کاری بدون اراده ملتهای دیگر امکان پذیر است؟ اگر هم بخواهید خودتان را بنمایانید باید جذبه داشته باشید صادرات هر فرهنگ و مذهب و هنری با جذب دیگران است ، با هجوم و تحمیل عقاید امکانپذیر نیست. اگر بتوانید طوری فعالیت و تلاش نمایید که دیگران جذب امور پسندیده و مثبت شوند آن مهم است.
شما وقتی برای دیگران مرگ و نابودی میخواهید و با شعارهای مرگ بر این و آن چه اهدافی را در پیش رو دارید؟ بدانید واقعیت نه این است که چنین رفتارهایی را انجام دهید. در جهان امروز که بخش عمده ی اعتبار و جایگاه افراد بستگی به فعالیتهای تبلیغات اعمالشان دارد البته که برخی چهرهها با بمباران تبلیغاتی واقعیت وجودی آنها را به گونه ای دیگر نشان میدهد طوری که افکار عمومی را به سمت یک هدف خاص میکشاند و یک فرد یا گروه را تبدیل به قدرت افسانهای میکنند. چه خوب بود به جای مرگ و نابودی دیگران در فکر آباد آبادانی و سازندگی باشید. بحثهای مختلف همچنان ادامه داشت و این افکار دانش آموزان بود که درگیر فاجعهای وحشتناک و چند راهی یافتن به حقیقت میشد. اینک در آستانه پایان سال ۱۳۵۹ بود روحانیون در منابر و مساجد طوری سخن میگفتند که مردم تمایل و رغبتی به برگزاری مراسم نوروز نداشته باشند . در مدارس هم سخنرانها القا میکردند که با وجود جنگ و کشته شدگان و هجوم دشمنان امسال عید نداریم و این عید باستانی را از خرافات میدانستند و موضوعهای عقیدتی را تبلیغ میکردند.
سال تحویل فرا رسید و بسیاری از مردم با حالتی از ناامیدی به آینده پای سفرههای هفت سین نشستند. رادیو و تلویزیون هم چون سالهای قبل برنامههای جشن و شادمانی نداشتند. برخی در سفرههای هفت سین به جای شیرینی و آجیل، خرما و نان سوخاری که در مراسم عزاداری استفاده میشد میگذاشتند .مثل قبل دید و بازدیدها انجام نمیشد. و تبلیغ حضور روز اول عید در قبرستانها توسط روحانیون انجام میشد. بعضیها از عیدی و اسکناسهای نو هم محروم شده بودند، عدهای با این شرایط خود را وفق داده بودند، و برخی هم با یادآوری خاطرههای سالهای گذشته حسرت میخوردند . مخصوصاً برای نوجوانان و کودکان چنین وضعیتی خوشایند نبود. در این بین پیران و بزرگان بسیاری سنت ملی را حفظ میکردند و با دادن عیدی به بچهها آنها را امیدوار میکردند.
اخبار تلویزیون علاوه بر جنگ به تبلیغات سنگین انقلاب و مسائل اعتقادی میپرداخت .در تعطیلات نوروز بچهها علاوه بر دید و بازدیدهای عید به بازی و تفریح میپرداختند. اما نه مثل سالهای قبل که امسال محدودیتهایی داشتند .
طبق سنت هر ساله در پایان تعطیلات در روز ۱۳ نوروز خانوادهها به طبیعت میرفتند تا به اصطلاح عام ۱۳ بدر نمایند ،حکومت تبلیغات فراوانی میکرد تا این روز باستانی را غیر واقعی و به دور از تاریخ ملی نشان دهد. اما اکثر مردم بدون توجه به این موضوع در این روز از خانه بیرون میرفتند . عبدالحمید هم به همراه خانواده و بستگان به طبیعت رفتند جمع فامیل به همراه پدربزرگ و مادربزرگ به زمین کشاورزی پدربزرگ که در کنار محیطی طبیعی با درختان کهنسال بود حضور یافتند . تاب بزرگ و کوچک با طنابهای محکم بر درختها نصب میکردند و جداگانه تاب میخوردند .برنامه ناهار و پذیرایی با غذاهای سنتی و بومی برقرار بود تفریح و سرگرمی که عمدتاً با فعالیتهای بدنی و سالم انجام میشد کاهو و سرکه و دسرها خانگی از دیگر پذیراییهای لذت بخش روز سیزده به در بود اکثریت فامیل گرد هم میآمدند و مهمتر از همه ادب و احترام خاصی حکمفرما بود. گره زدن سبزه هفت سین، و آرزو کردن، و انداختن در آب جاری، از دیگر برنامهها سنتی بود و چه خوش میگذشت برای مردمی که شادی خود را در طبیعت جستجو میکردند.
۱ نظر:
خواهش میکنم در این روزهای پر تنش زود به زود قسمت های بعدی رو قرار بدید. ما برای گذراندن این روزها نیاز به آگاهی بیش از پیش داریم. باید با آگاهی کامل جلو بریم تا مثل ۴۸ سال پیش مثل پدرانمون قدم اشتباه برنداریم و هر چه زودتر از ظلم و ستم نجات پیدا کنیم
ارسال یک نظر