فصل های مدرسه با گذراندن روزهای دبستان در کلاس های درسهای مربوطه پیش میرفت . سال اول دبستان و در پی آن سالهای بعدی، عبدالحمید با نمره های ممتاز ادامه میافت. در کلاس بجز تعداد اندکی بقیه دانش آموزان نمره های مقبولی کسب میکردند و عبدالحمید با هوش و تلاش شایسته اش در رده های بالا و شاگرد اولی ها بود و تقریبا در همه درس ها نمرات 20 اخذ میکرد.
در کلاس های بالاتر برخی درسهای جدید اضافه میشد که یکی از آنها درس انشاء بود.
یکی از قابلیت ها و استعدادهای خوب عبدالحمید نگارش انشاء بود . از جمله اتفاق های ثبت شده و شنیده در مدرسه در دوران ابتدایی انشاء بسیار خوب و پر محتوای عبدالحمید بود که در هر موضوعی مطالب را می نوشت و در جمله بندی و ادبیات نوشتار، مهارت و استعداد خاصی داشت . موضوع توانایی بسیار بالای نگارش او در حدی بود که همکلاسیهای او حتی برخی از دانش آموزان کلاسهای بالاتر از او کمک میگرفتند و در نوشتن انشاء از مشاوره و یاری اش بهره مند میشدند و در برخی مواقع برخی افرادی که توانایی نوشتن انشاء را نداشتند یا انشاء و تکلیف آن روز را آماده نکرده بودند او برایشان میگفت و می نوشت . این توانایی ها و تفاوتها ی فردی که تبحر لازم و مهارت هایی برگرفته از ذهن خلاق بود همیشه مورد توجه و تعجب دیگران قرار میگرفت.
علاوه بر مهارت بینظیر در نوشتن، او دارای هوش و آمادگی بالایی در صحبت کردن و سخن گفتن بود و استفاده از واژه هایی که بالاتر از جایگاه سنی اش بود بسیاری را شگفت زده میکرد.
با بررسی و جستجو و همکاری والدین عبدالحمید چند دفتر و کتاب دوران دبستان و مدرسه اش بدست آمد که یکی از آنها دفتر انشاء دوره دبستانش است ، هرچند برگه هایی از دفاتر مخدوش و بی رنگ و پاره گشته است ، اما تا حدودی از صفحات آن میتوان استفاده و برداشت کرد.
یکی از انشاء ها با موضوع ( در مورد کشور ایران بنویسید ) بود که برخی از دست خطش قابل خواندن بود که مختصری در ذیل می آید:
ایران کشورم سرزمین زیبا با مردمی دلاور و میهمان نواز است ، ایرانم را دوست دارم و به ایرانی بودنم افتخار میکنم.
ایران من قدرتمند و بزرگ است ، دشمنان زیادی به سرزمینم حمله کردند و مردان و زنان کشورم با آنها مبارزه کردند و جنگیدند و پیروز شدند . پادشاهان زیادی در کشورم پادشاهی کردند .
وطن عزیزم با مردمش مهربان بود تا زمانیکه آنها هم مهربان بودند.میهن دوست داشتنی ام ایران جاهای دیدنی باستانی فراوانی دارد ، حرم امام رضا(ع) در مشهد- تخت جمشید در شیراز – پل های زیبا در اصفهان – قلعه های کهن در بسیاری از جا های کشورم وجود دارند که مردم ایران و خارج به آن جاها سفر میکنند . قله دماوند ایران را زیبا و استوار میکند.ایران کشوری تنها بود ، اما شاه برای ایران دوستان زیادی پیدا کرد و سر زمینم را آباد میکند.
مذهب بیشتر مردم ایران شیعه و دین اصلی اسلام است . ما به میهن خود مهر می ورزیم و نگهداری اش میکنیم . ایران کشوری در قاره آسیا است .
پرچم ایران به سه رنگ سبز و سفید و سرخ است . سبز به نشانه مذهب و دین ما و سفید نشانه صلح و دوستی وطنم و سرخ نشانه دلاوری و خون سرخ شهیدان و سربازان فداکار میهنم میباشد. مردم ایران دلاور و مهربان هستند و کارهای خوب میکنند.
در سر زمین زیبای من دانشمندان و شاعران زیادی بودند و هستند که فردوسی- سعدی – حافظ – ابوعلی سینا – رودکی – رازی – ابوریحان بیرونی- خیام – عطار – مولوی – امیرکبیر از مردم ایران هستند.
پادشاهان بزرگی بر ایران حکومت میکردند ، کوروش بزرگ – داریوش- انوشیروان- نادر شاه – رضا شاه و خیلی شاهان دیگر که ایران را آباد و نگهداری کردند.
روزگار تلخ و شیرین در تاریخ ایران فراوان است ، در کشورم هم روزهای سخت و هم راحت بود. خداوند همیشه دشمنان ایران را نابود میکند ، از خدای مهربان میخواهم کشورم از دروغ – دشمن – فریب و ناسپاسی دور باشد.
ایران شیر بزرگ و قدرتمند است و دشمنانش روباهان و گرگها هستند. ایران نشان شیر دارد و بیدار است – شیر اگر برود و یا بخوابد دشمنان حمله میکنند . باید همیشه شیران بیدار و زنده باشند . اگر ایران زنده باشد دنیا زنده می ماند.
توضیح اینکه بعضی سطور در دفتر محو شده بود و مخصوصا چند خط آخر خوانا نبود.امید است با ویرایش نسبی که نویسنده انجام داد مفهوم اصلی رسانده شده باشد.
توانایی در نوشتن و سخن گفتن به صورت ذاتی و همچنین با آموزش و تمرین های گوناگون نمایان میشود. اما عبدالحمید قابلیت بسیار بالایی در این راستا داشت ، بطوریکه در استفاده از کلمات و واژه ها طوری بود که آمیخته با مفاهیم درست ادبی نوشتاری و گفتاری همراه بود. او با صداقت سخن میگفت و از کسانی که دروغ میگفتند یا با کلمات بازی میکردند خوشش نمی آمد. دارای پیوند دوستی و روابط عمومی خوبی بود و رفتار و گفتارش جذاب و دلنشین بود.
در خانواده اش استفاده از سخنان زشت امری ناپسند شمرده میشد و اعضاء خانواده حتی معنی بعضی از فحش ها نمیدانستند، به همین منظور الفاظ نا پسند استفاده نمیکردند و اگر افرادی حرفهای زشت میزدند از آنها دوری میکردند.
ادب و احترام جایگاه خاص و ویژه ای در خانواده داشت، چه احترام به بزرگترها و دیگران و چه حرمت نگه داشتن آنچه باید مورد احترام قرار میگرفت.
روزی در کلاس معلم در فاصله درس دادن از دانش آموزان پرسید که اگر روزی ثروتمند شدید چه کارهایی خواهید کرد ، هر یک جوابی دادند وقتی نوبت به عبدالحمید رسید گفت هر وقت ثروتمند شدم به دیگران و نیازمندان کمک خواهم کرد و هر چه بیشتر پولدار شوم افراد بیشتری را کمک مینمایم.
معلم از ذهنیت و نحوه تفکر این دانش آموز تبسمی زد و شادمانی اش را آشکارکرد. آنچه ارزیابی و برداشت معلم بود با نگاهی عمیق و خیره شدن به وی ابراز کرد . شاید احساس کرد او تبحر لازم برای مقابله با افکار و خواسته های منفی را داشته و توانایی و آمادگی جذب نیروهای مثبت فراتر از آنچه تصور میشود در او وجود دارد. آنچه بر زبان جاری میشود از ذهنیت و احساس و خواسته های درونی که با رویا و آرزوها عجین و همراه است میباشد.
روزی یکی از معلمان به عبدالحمید گفت زمانی به مقام بالایی خواهی رسید و چنین آرزوهای خوبی که داری به آن دست می یابی. خیلی دوست دارم موفقیتت را ببینم.
۳ نظر:
اصالت وتفکر هر فرد از کودکی نمایان میشه ودر این مورد هم مشخص هست
وطن عزیزم با مردمش مهربان بود تا زمانیکه آنها هم مهربان بودند.
بله، کاملا صحیح و خیلی جمله زیبا
خودکرده را تدبیر نیست.
به میهن و اصالت خود بد کردیم و انتظار مهربانی را از که داریم؟
چو بد کردی مشو ایمن زآفات
کهواجب شد طبیعت را مکافات
انشاءالله خداوند متعال به حق معصومین علیهم السلام از گناهان و اشتباهات و تقصیرات و خطاهای ما و درگذشتگان ما، درگذرد و همه افرادی که موجبات بروز اینهمه مشکلات و گرفتاریها برای این مرز و بوم و مردمان فهیم و اصیل کشورمان شده اند و رهروان آنها که همچنان ادامه می دهند را نیست و نابود و رسوای دو عالم نماید.
توفیق جبران همه جانبه را از درگاه ایزد منان مسئلت می نماییم.
بامید سربلندی ایران و ایرانیان اصیل و دین و آیین و ... بدستان پرتوان استاد بزرگوار
ایران مهد دلیران
ارسال یک نظر