پیشگویی های حیرت انگیز - فصل چهارم - قسمت چهلم و چهارم


معلم در کلاس درس از تاریخ گفت و دیگر نیامد

کلاس درس تاریخ بود. دانش آموزان با آمدن معلم از جا برخاستند . معلم تاریخ جوانی آرام و متین بود . به دانش آموزان گفت بفرمایید بنشینید، و در کلاس قدم زنان گفت بچه ها آیا آماده هستید درس را شروع کنیم؟ . همه گفتند بله و معلم اینچنین آغاز کرد. یکی از موضوع های مهمی که باید معلومات مناسبی کسب کنید درس تاریخ و جغرافیا است. اینکه بدانید در کجای دنیا هستید ، تاریخ و هویت و سابقه فرهنگی تان چگونه است. شما وارث یک فرهنگ و تمدن کهن هستید و در کشوری زندگی میکنید که فراز و نشیب های زیادی را پشت سر گذاشته است ، هم اینک نیز در یک برهه مهم تاریخی به سر میبریم . انقلاب و جنگی که تازه شروع شده است. هنوز کتابهای درسی نیامده است و من مختصری از تاریخ سرزمین مان را می گویم.
کشور ما چند هزار سال سابقه دارد و موضوع های تلخ و شیرینی در تاریخ سر زمین آباء و اجدادی ما ثبت گردیده است ، چه پیروزی های غرور آفرین و چه شکست های ننگ آور، همه از نحوه رفتار و تعامل یا تساهل مردمان و حاکمان بوده است. امروز ما وارثان یک فرهنگ چند هزار ساله هستیم و در موقعیت جغرافیایی مهم و حساس در جهان قرار داریم . چنین اتفاق ها و جنگ هایی در طول تاریخ روی داده است و در بسیاری مواقع مردم ایران دلاورانه از سرزمین شان دفاع کردند و جنگیدند.
حمله اسکندر – چنگیز – اعراب – افغان ها و .... با خشونت و بی رحمی بوده است، الان هم عراق به کشورمان تجاوز کرده است. یک فرد آگاه باید تاریخ را بخواند و واقعیات را درک کند ، از علت دشمنی ها و حملات دشمنان به این مرز و بوم همیشه گوشه هایی از رفتار و عملکرد مردم نشان داده می شود . هم آنانی که از خاک و ناموس و جایگاه کشورشان دفاع کردند و جانشان را فدا کردند و هم آن عده ای که ننگ خیانت و سکوت را بر پیشانی شان گذاشتند.
هر قوم و قبیله ای که بهتر و شایسته تر است همواره مورد هجوم بدخواهان و حسودان قرار میگیرند و بهترین قوم آنهایی هستند که از حیثیت و آب و خاک خود دفاع میکنند و تا آخرین نفس با دشمنان میجنگند . و پیروزی از آن کسانی است که در مقابل ظلم و بی عدالتی سر تسلیم فرود نمی آورند و عزت و سربلندی شان را در دفاع از حق خود می بینند و استوار و مقاوم در روبروی بینگانگان می ایستند.
ما در تاریخ سرزمین مان جنگ های بسیاری داشتیم اما کمتر در تاریخ آمده است که ایرانیان اصیل شروع کننده جنگ باشند.
تا وقتی بیگانگان بر کشوری مسلط شوند آرامش و رفاه وجود نخواهد داشت و آنچه در ظاهر هم بخواهند از خود مهر و عدالت نشان دهند در برگ های تاریخ بعنوان بیگانه شناخته خواهند شد و اینک سرزمین مان توسط متجاوزین اشغال شده است.

معلم در این لحظه سکوتی کرد و به دانش آموزان نگریست تا عکس العمل ها را ببیند. منظور از اشغال سرزمین توسط متجاوزین و دشمنان چه بود؟ و چرا در این قسمت سکوت کرد؟
یکی پرسید چرا عراق جنگ را شروع کرد و علت این تهاجم نظامی چه بود؟ معلم چند قدم زد و به او نگاهی کرد و سپس سمت تخته سیاه رفت و نوشت : خیانت و جهالت .

بچه ها متوجه نشده بودند و به یکدیگر نگاه میکردند . در این لحظه معلم گفت: نقل است که از چرچیل نخست وزیر انگلیس در جنگ جهانی دوم پرسیدند چگونه توانستید تا افریقا و آسیا و آمریکا بروید و بر کشورهای مختلف سلطه کنید اما تکه ای که از کشور خودتان میدانید یعنی ایرلند را نتوانستید تحت کنترل داشته باشید؟چرچیل بعد از کمی مکث گفت در آن کشورها اقلیت خائن و اکثریت جاهل وجود داشتند و دارند ، اما در اینجا چنین موردی نیست ، و ما با تغییر ذهنیت و فریب توانستیم تا شرق هندوستان و شاخ آفریقا برویم و مسلط شویم ، ولی در ایرلند ما را می شناسند و فریب و حقه ها کار ساز نیست.
معلم ادامه داد هر کشوری که تاریخ و گذشته خود را نداند یا فراموش کند مورد تهاجم فیزیکی – فکری و ... قرار میگیرد . الان این جنگ که آغاز شده است به اعتقاد بنده صدام عاملی برای حمله به ایران میباشد و آمر اصلی آنهایی هستند که نمیخواهند کشورهای منطقه به پیشرفت و آبادانی برسند و باید دانست که بعضی از کشورها برای توسعه و مال اندوزی بیشتر خود به دشمنی ها و جنگ در مناطقی دورتر از منطقه خود دامن میزنند، آیا میدانید چرا؟
در این لحظه عبدالحمید دستش را بلند کرد و گفت فکر میکنم آنها دو کشور مسلمان را به جان هم انداختند تا درآمدها و پول های نفت بجای اینکه برای آبادانی و پیشرفت خرج شود همه دود هوا گردد و برای خرید اسلحه به کشورهای ابر قدرت پرداخت شود. ما در جنگ فقط می سوزانیم و میسوزیم و کشته میدهیم و میکشیم . در جنگ آبادنی و رفاه نیست و هر چه هست درد و غم و حادثه های تلخ دیده میشود و همانطور به سخنانش ادامه میداد که معلم گفت کافی است . برای شما در چنین موقعیت و سنین نوجوانی بیان این حرف ها مناسب نیست . یکی از دانش آموزان گفت آقا معلم انقلاب کردیم که آزاد باشیم ، و معلم هم لبخندی زد و گفت آری. البته برای عده ای خاص، آزادی است.
معلم رو به دانش آموزان گفت این جلسه درس تاریخ را برای پاسخ به سئوالات میگذارم هر کسی سئوالی در مورد تاریخ و جغرافیا دارد بپرسد.

یکی از دانش آموزان پرسید بدترین تهاجم به ایران از سوی کدام دشمنان بود؟

معلم پاسخ داد بیشتر دشمنانی که به سرزمین مان حمله کردند بی رحمی و خشونت های بسیاری مرتکب شدند اما دردآورترین و مشهورترین حمله های نظامی که در میان مردم بیان میشود ، تهاجم مغول ها – اسکندر مقدونی- اعراب و البته افغانها و حکومت عثمانی بود و در این قرن هم اشغال ایران توسط روس ها و انگلیس بود.
جالب است بدانید که چگونه دشمنان بعد از حمله بر کشورمان توانستند حکومت کنند ، به همین منظور چند مورد را بیان میکنم.
اسکندر مقدونی که به ایران حمله کرد تمام کتابهای علمی و تاریخی که از گرانبهاترین اسناد و نوشته های علمی در دنیا بود را به آتن برد و دانشمندان برجسته ای که حاضر به همکاری با وی نشدند را سوزاند و هرچه از آثار تمدن و پیشرفت های امپراطوری بزرگ ایران بود را به آتش کشید و مردم را به مدل و فرهنگ و ظاهر و شکل یونانیان مجبور کرد. اسکندر برای تسلط بر ایران مستاصل و حیران بود و از خود می پرسید چگونه باید بر مردمی که از مردم من بیشتر می فهمند و دارای فرهنگ ارزشمندتری هستند حکومت کنم؟

یکی از مشاورانش به او گفت کتابهایشان را بسوزان و بزرگان و خردمندان شان را به قتل برسان ، اما یکی از مشاوران یا به قولی معلمش گفت نیازی نیست چنین کاری نمایی . بلکه از میان مردم ایران آنها را که نمی فهمند به کارهای بزرگ بگمار و آنها را که می فهمند و باسوادند به کارهای کوچک و پست بگمار.
افرادی که تحمل و دانش کمتری دارند و از میان مردم انسانهای پست و عقده ای و شرور را پست های اجرایی بده و در هر منطقه ای حاکم گردان، و آنهایی که توانایی و درایت و دانایی دارند را تحقیر نما که با این کار بیسوادها و افراد بی جنبه و پست همیشه شکر گزار تو خواهند بود و هیچگاه توانایی طغیان نخواهند داشت و برای موقعیتی که از حکومت و ثروت بدست آورده اند بسیار تلاش خواهند کرد که در منصب و قدرت بمانند و بر مردم سخت میگیرند اما در مقابل تو تعظیم میکنند و اما افراد فهمیده و با سواد هم یا به سرزمین های دیگر کوچ میکنند و یا خسته و سر خورده در انزوا سپری خواهند کرد، و این بهترین روش برای سرکوب یک جامعه پیشرفته و دانا و متمدن است.

این واقعیت متاسفانه در طول تاریخ بارها اتفاق افتاده است. در عصر کنونی کارشناسان غربی بسیاری از تاکتیک های نظامی اسکندر در جنگ ها را مورد بررسی و حتی استفاده قرار میدهند، که علاوه بر آن روش های حکومت اسکندر بر ایرانیان نیز در مجموعه ای از فریب ها و سیاست های حکومت های غاصب بصورت مرموز و پنهان مورد اجرا قرار میگیرد. اما از آنجایی که چرخ گردون حوادث زیاد و عجیبی با خود دارد هرگاه ایرانیان با آگاهی و توانایی در عرصه های مختلف حضور یافتند طرح های مکارانه دشمنان خنثی گردید و در برهه های گوناگون تاریخ با عزت و سربلندی استقلال خود را حفظ کردند.
حمله مغول به ایران از دردناک ترین حادثه تاریخی است که با زور شمشیر و با ایجاد وحشت و نا امنی بدترین جنایات را مرتکب شدند و دردآور آنکه برخی مینگرستند و میگریستند . آنان به هیچ کس رحم نمیکردند و ننگ ابدی بر پیشانی آنهایی نقش بست که به سرزمین شان خیانت کردند و مغولان را در اشغال کشور یاری کردند.
مغولان از همین نیروهای داخل کشور برای اداره امور حکومتی بهره می بردند ،چون خودشان توانایی در ساخت و آبادانی را نداشتند و افرادی بی هویت بودند و فقط با ایجاد ترس و رعب و کشتار و غارت توانستند شهرهای مختلف را اشغال و ویران کنند .
بدتر از مغولان حمله اعراب به ایران بود که جنایت ها و تجاوزهای فراوان نمودند. نمادها و مراکز علمی و فرهنگی را غارت کردند و به آتش کشیدند مردان را کشتند و زنان و کودکان را به بردگی بردند. شیوه حکومت اعراب هم مقابله با دانش و آگاهی مردم بود.
برای نمونه توصیه معاویه به حاکمان بر شدت ظلم بر ایرانیان بود. در بخشی از نامه معاویه به حاکم بلخ آمده است، بدان که تو نمی توانی بر ایرانیان حکمرانی کنی بدون آنکه سیاست مشت آهنین را بصورتی که خلیفه دوم عمربن خطاب اجرا میکرد اعمال کنی ، باید با نهایت سخت گیری با ایشان رفتار کنی ، نفس آنها را ببرید و تحقیرشان کنی تا دیگر نتوانند سر بلند کنند . افراد بی سواد و شرور و خطاکار را بر آنان مسلط نما و هر که چاپلوسی و خبر چینی میکند را پاداش ده و از خودشان نیروهایی بپروران تا آنان را سرکوب کنند. تا آنجایی که می توانی در آمدشان را کاهش ده. تا نتوانند سد جو کنند و چونان گرسنه باشند که در اندیشه عصیان نیافتند. آنان را به خطوط مقدم جبهه های جنگ اعزام کن و هر جوانی که بدنبال دانش است را طوری مورد آزار و اذیت قرار بده که دیگر در فکر تحصیل نباشد.
آری بچه ها سر زمین ما چنین تاریخی داشت و اینک نیز جنگ با شکل و ظاهری دیگر روی داده است.
یکی از دانش آموزان پرسید آقای معلم آیا ایرانیان که در گذشته به کشورهای دیگر حمله میکردند چنین رفتاری داشتند؟
معلم آهی کشید و گفت طبق اسناد محکم تاریخی لشکر کشی ایرانیان اصلا قابل قیاس با حمله اسکندر و مغول و اعراب نیست . در هیچ یک از نوشته های مورخان ، از غارت و قتل عمومی در دوران امپراطوری هخامنشیان نامی برده نشده است. در فتح شهرها و کشورهای مختلف جهان توسط ایرانیان همراه با امنیت و آزادی عقیده و دین برای آن ها بود. اما هجوم دشمنان به ایران همه غم انگیز است و هر کسی بدون غرض ورزی به آن مینگرد جز حیرت و حسرت همراه با آه و نفرین چیزی نمی تواند بگوید و ایران همیشه تنها بود.
در تاریخ سرزمینمان هم از ننگ هایی که با سکوت و تسلیم و ذلت عده ای ترسو یا خائنان همراه بود نوشته شده است و هم از عزت و افتخار جنگاورانی که تا آخرین نفس مبارزه کردند ثبت گردیده است.
ما باید از گذشته و تاریخ مان آگاهی داشته باشیم و هر چه بر سطح معلومات تاریخی مان افزوده شود کمتر مورد فریب و هجوم دشمنان قرار میگیریم . باید بدانید که در هر عصر و زمانه ای بدخواهان و دشمنان با شیوه ها و روش های مختلف و جدید به میدان می آیند و دشمن ، دشمنی اش را میکند. اما ما باید آگاه و هوشیار باشیم که فریب آنها را نخوریم. سادگی و ناآگاهی و ضعف و سستی ما موجب جسارت و حمله دشمنان خواهد شد. اکنون به شکل مرموزی میخواهند مردم و جوانان سرزمینمان را از بین ببرند و تمدن و فرهنگ و اقتصادمان را نابود کنند.
در دنیای امروز با بمباران تبلیغاتی چهره هایی به ظاهر خوب را به ما می نمایانند و با شدت و سرعت تعجب آوری آنچنان از آنها یک بت میسازند که همگی در حیرت می مانند و سپس با ایجاد ذهنیت و تفکری خاص ما را به پیروی و تبعیت آنها وا میدارند و از کشور خودمان افرادی بی سواد و نا آگاه فریب جو کاذب و تبلیغات دروغین را می خورند و خود قافله و لشکر دشمن را تشکیل می دهند. دقت کنید هر چه قوای دشمن بسیار قوی باشد تا زمانی که مردم یک منطقه تسلیم نشوند و با اتحاد و همبستگی مبارزه کنند، توان سلطه دشمن نخواهد بود.
و معلم تاریخ به صحبت هایش ادامه میداد و دانش آموزان با دقت به سخنانش گوش میدادند که زنگ مدرسه به صدا در آمد و معلم گفت مثل اینکه وقت کلاس تمام شده است اما بدانید که تاریخ همیشه ادامه خواهد داشت .
بعد از رفتن معلم دانش آموزان بلند شدند و هر کدام با سکوت معنی داری که نشان دهنده حسرت و غم عمیقی در وجودشان بود کلاس را ترک کردند.
معلم تاریخ دیگر به مدرسه نیامد ، دانش آموزان هر وقت سراغش را میگرفتند پاسخی نمی گرفتند . معلم تاریخ بعد از آن جلسه اول درس تاریخ از مدرسه راهنمایی رفت و کسی نتوانست خبری و سراغی از او بگیرد.
براستی معلم در سخنانش چه رازی نهفته بود که از آن پس دیگر ناپدید شد!؟


۵ نظر:

جاوید گفت...

یک سوال مهم برام اینه با وجود این همه انسان دانا و فرهیخته چرا ایران دچار جنگ ،رنج،ستم میشد؟

ناشناس گفت...

تاریخ این کشور سرشار از هجوم ناجوانمردان به این خاک است،ولی این انقلاب روی همه راسفید کرد

ناشناس گفت...

مطالب بسیار زیبا بیان کننده سرنوشت کشور میباشد،قسمت های جدید کی آپدیت میشود؟

ناشناس گفت...

دقیقا همان شعر فردوسی که می گوید:
به ایزد که ما گر خرد داشتیم
کجا اینچنین سرانجام بد داشتیم.
در حمله 30 هزار نفره افغانها، شاه حسین با هفتاد هزار آخوند به پختن آش نذری برای بیرون رفتن محمود افغان روی آورد ولی محمود افغان همزمان سر می رسد و آش نذری شان را بهمراه لشگریانش می خورد و کشور را تا پایتخت ، اشغال می کند.
تا اینکه دست خداوند از آستین نادرشاه افشار بیرون آمد و با دلاوریهای بی مانند، نه تنها کل خاک وطن را آزاد کرد بلکه تمام خاطیان و جنایتکاران را نابود و به پشت بیش از یکصدهزار آخوند ، گاو آهن برای شخم زدن زمینها بست.
امید داریم هرچه زودتر ، دستان خداوند متعال اینبار از طریق استاد بزرگوار ، هرچه زودتر نمایان گردد و حماسه زرین دیگری بر تارخ این مرز و بوم نقش بندد و انشاالله توفیق حضور در جمع یاران مخلص و جان نثار این ابرمرد تاریخ را تا قیام قیامت ، خداوند متعال به همه خوانندگان و خواهندگان طریق والا و همه ما عنایت فرماید بحق خونهای بناحق ریخته شده شهدای گرانقدر و ناله های مردمان بیگناه و مظلومیت این مرز و بوم ، آمین

ناشناس گفت...

خیلی مطالب جالب توجه و مورد نیاز برای روشن تر شدن علل و وقایع نیم قرن اخیر بود ،
متاسفانه ، خیلی غم انگیز هست ،
بعد از خواندن مطالب ، درد شدیدی در قفسه سینه و روی قلبم احساس کردم ، چقدر سخت است شنیدن این مسائل ، واقعا درد شدیدی روی قلبم احساس کردم و هنوز هم احساس می کنم.
حال بر نویسنده گرامی که از تمام جزئیات آگاهی دارد ، چه می گذرد؟ انشاءالله بحق قرآن کریم ، همواره سلامتی و تندرستی کامل داشته باشید. خداوند متعال خیر و برکت و سلامتی دائم و کامل و جامع بشما عنایت فرماید، دست مریزاد، منتظر قسمت های دیگر انشاءالله خواهیم بود.