پیشگویی های حیرت انگیز - فصل چهارم - قسمت چهلم و یکم


سایه جنگ با تضعیف ارتش و در آستانه سال تحصیل 1359

در اواخر تابستان در یک روز آفتابی چند تن از همسن و سالهای عبدالحمید همراه هم بسمت بالای روستا که زمین های شالیزاری و کشاورزی بود رفتند . معمولا بعد از برداشت محصولات کشاورزی، اراضی بصورت آزاد بود و برخی که گله گوسفند داشتند برای چرای دام از آنها استفاده می کردند.بچه ها هم از باقیمانده کاه که روی هم انباشته شده بود یا روی هم در مکانی جمع میکردند مشغول بازی می شدند . در یکی از روزها عبدالحمید به همسن و سالهای خود حرکاتی را آموخت که مشابه حرکت های ژیمناستیک همچون غلت و پشتک بود و خود نیز به زیبایی انجام می داد که مورد توجه و تحسین قرار میگرفت ، در برگشت به روستا به منزل پدربزرگش رفت و در درگاه منزل و کنار مغازه عمویش چند نفر حضور داشتند و در مورد موضوع های مختلف صحبت میکردند که بیشتر حرفهایشان در مورد حوادث و اتفاقهای پس از انقلاب و خطر وقوع جنگ بود، عبدالله که از تهران رسیده بود تعریف کرد که با یکی از کارمندان وزارت خارجه که از آشنایان خانوادگیش است شنید که بسیاری از ایرانیان توسط حکومت عراق از آن کشور اخراج شده اند و در مرزها ازدحام است و سفرای دو کشور به کشورشان باز گردانده شده اند و این احتمال جنگ بین دو کشور را بیشتر کرده است . مصطفی پرسید عراق که از اولین کشورهایی بوده که حکومت جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت شناخته و اعلام همکاری کرده است ، عبدالله در پاسخ گفت بله درسته اما وقتی رهبر انقلاب مردم و ارتش عراق را دعوت به شورش میکند حکومت عراق هم حساس میشود و واکنش نشان میدهد، آن هم در شرایطی که وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران مناسب نیست ، عبدالله ادامه داد که آشنای او در تهران به نقل از یکی از افسران تیپ تکاوری ارتش شنیده است که انقلابیون مخصوصا گروه های سیاسی از جمله مجاهدین و چریک های فدایی و حزب توده تمام تلاش خود را کردند و مینمایند تا ارتش منحل گردد و یا در حد بسیاری ضعیف شود. او میگفت هیچ کودتایی وجود نداشت و اعدام خلبانان نیروی هوایی ارتش به اتهام کودتا یک توطئه و دسیسه بود که توسط سفارت های شوروی و انکلیس انجام گردید و بسیاری از پرسنل و خلبانان حتی از موضوع کودتا خبر نداشتند ، اما اعدام شدند.
یک توطئه شوم با هدف نابودی مغزهای مستعد و نیروهای زبده ارتش که از بهترین خلبانان دنیا بودند با دسیسه و برنامه ریزی و نقشه ناجوانمردانه شوروی و انگلیس به چوبه های دار سپرده شدند تا ارتش ایران از وجود ماهرترین و قوی ترین خلبانان خالی گردد.
مسئولیت محاکمه خلبانهای ارتش بعهده ری شهری سپرده شد و او هم در مدت 24 ساعت تعداد 350 نفر از زبده ترین خلبانان دنیا را مورد محاکمه قرار داد و تیرباران کردند. این حادثه تلخ که با توطئه دشمنان خارجی و خیانت انقلابیون داخلی صورت گرفت یکی از دردآور ترین حوادث تاریخ است که در سرزمین ایران اتفاق افتاد و با توجه به هجوم رسانه ای و تبلیغاتی روحانیون و جراید از طیف های مختلف سیاسی به عنوان یک پیروزی و اقدام انقلابی مطرح شد و آنچه در بطن و واقعیت بود از مردم پنهان داشته شد.
کودتایی که با نام نوژه یا نقاب (نجات قیام ایران بزرگ ) عنوان شده بود بواقع در اتاقی در ستاد وزارت جنگ انگلیس طراحی شده بود که با همکاری عده ای وطن فروش با گرایش های سیاسی کمونیستی به مرحله اجرا رسید .به همین منظور با پرداخت وجه و دادن وعده و وعید به عده قلیلی از پرسنل ارتش و نیروهای هوایی یک فضا و جوی بوجود آوردند که ارتش قصد کودتا دارد و در اقدامی هماهنگ و زیرکانه که با اتحاد استکبار غرب و شرق همراه بود اقدام به ضربه سهمگین بر پیکر ارتش قدرتمند ایران در آستانه جنگ نمودند .
طراحی انگلیسی ها بگونه ای ماهرانه بود که حتی آمریکا را نیز مورد فریب قرارداده بود و با وسوسه آنها به این منظور که با کودتا در ایران گروگان ها نیز آزاد خواهند شد نظر مثبت شان را جلب نمودند. طرح موسوم که با موافقت شوروی همراه بود برای تضعیف مهمترین یگانهای ارتش ایران صورت گرفت که با پی ریزی و بزرگ نمایی کودتای نقاب عده زیادی از نیروهای زبده و کارآمد ارتش از بین رفتند و آنچه هدف عراق و حامیانش در از بین بردن و متزلزل کردن ارتش ایران بود تا حدود زیادی به نتیجه رسید . با کمی دقت و نگاه واقع گرایانه میتوان دریافت که عملا چنین کودتایی امکان انجام نداشت چرا که به فرض اینکه عده ای از نیروی هوایی به بمباران مکان های مورد نظر و حساس اقدام میکردند در اقدام نهایی باید نیروی زمینی وارد عمل می شد و در مناطق حساس مستقر و منطقه را به تصرف خود در می آورد ، اما صحبتی از نیروی زمینی و یگان های عمل کننده نبود. هدف توطئه گران روی سه یگان بسیار حساس ارتش که سد محکمی در مقابل هجوم ارتش عراق بودند دست گذاشته بودند که عبارت بودند از پایگاه شکاری شاهرخی ( نوژه ) همدان – لشکر 92 زرهی اهواز و یگان نمونه و کارآمد ،یگان تفنگداران دریایی ارتش بود که تا حدود زیادی به نتیجه رسیدند. این سه نیروی اصلی و بازدارنده در مقابله با هجوم ارتش عراق ، اصولا آمادگی و آموزش لازم برای حضور در اداره پایتخت را نداشتند.
پایگاه هوایی همدان مهمترین پایگاه شکاری برای دفاع از آسمان کشور و حتی حمله به عمق خاک عراق طراحی شده بود . یگان تفنگداران دریایی هم بگونه ای آموزش دیده بودند که از راه های آبی با عملیات تکاوری حمله کرده و دشمن را غافلگیر میکردند و حوزه عملیات چنین نیرویی شهرهای ساحلی و آبراههای مرزی بوده است و در مناطقی مانند تهران کارآیی زیادی نخواهند داشت . این نیرو که تهدید بسیار جدی برای نیروهای ارتش عراق بود و صدام هراس زیادی از آن داشت نیز در این طرح کذایی گنجانده شد تا با اعدام زبده ترین و بی باکترین تکاورها هرچه بیشتر به تضعیف ارتش پرداخته شود. یگان بعدی لشکر 92 زرهی ارتش در اهواز بود که به ادعای کشف کنندگان کودتا قرار بود بعد از حمله هوایی به تهران برسند و مستقر شوند که با عقل و منطق ساده هم جور در نمی آمد که یک لشکر زرهی از جنوب چگونه برای چنین عملیاتی توان حضور در پایتخت را در زمان کم داشته باشد در صورتیکه حرکت و استقرار با تجهیزات از اهواز تا تهران حدود یکماه زمان می برد ، و این در صورتی بود که این لشکر بزرگترین سد در مقابل تهاجم ارتش عراق بود.

دست گذاشتن توطئه گران با عناوین کودتا روی این سه یگان اصلی ارتش در مقابله با تهاجم عراق بسیار ماهرانه و زیرکانه بود و با طراحی کودتایی که اصلا وجود خارجی نداشت توانستند در جهت به هم ریختن سازمان ارتش و تضعیف روحیه نیروهای مسلح تا حدود زیادی موفق شوند که خیال صدام را تا اندازه زیادی آسوده کرد و آماده حمله به ایران شد.
این سناریوی ناجوانمردانه که توسط اجنبی ها طراحی و بدست افرادی خود فروخته و وطن فروش به مرحله اجرا در آمد بسیاری از نیروهای غیور و متخصص و زبده ای بودند که ارتش های قدرتمند دنیا در حسرت دارا بودن چنین نیروهایی بودند.کاملا مشخص بود که جنگ انجام خواهد گرفت و برای از میان برداشتن قدرت ارتش و نیروهای مدافع توطئه های گوناگونی طرح ریزی شده بود.

ازدیگر دسیسه های دشمنان لغو قراردادها و تحویل تسلیحات پیشرفته به ارتش ایران بود این سلاح های مدرن که برخی بصورت انحصاری و سفارشی برای ارتش ایران بود بصورت یکجانبه و یک طرفه از سوی دولت و حکومت ایران انجام گرفت که از جمله جنگنده های اف16 از آمریکا – تعداد 1500 تانک چیفتن سفارش ویژه ارتش ایران از انگلیس – خوروهای جیپ مرسدس بنز از آلمان که بصورت انحصاری برای ارتش ایران طراحی و بیست هزار دستگاه تولید شده بود – تعداد دویست موشک انداز پیشرفته و هدایت شونده خودکار – تکنولوژی ساخت گلوله ها و موشک های پیشرفته سری از آمریکا و بسیاری از موارد دیگر که با لغو یکطرفه حکومت ایران مواجه شد و برخی از این تسلیحات به کشورهای دیگر حتی همسایه های ایران ارسال و تحویل شد. همه این موارد در آستانه وقوع جنگ ایران و عراق صورت گرفت و حتی تا روزهای آغازین جنگ ، گروه های سیاسی کمونیستی و برخی مذهبیون و ملیون خواستار انحلال ارتش ایران بودند.
از آن طرف اتحاد جماهیر شوروی با سرعت فراوان در حال مسلح کردن بیشتر ارتش عراق با تسلیحات بسیار پیشرفته بود که بعدها کشور فرانسه نیز به فروش تسلیحات مدرن و هواپیماهای پیشرفته به عراق پرداخت و صدام از هر لحاظ با سرعت مسلح می شد و ارتش ایران همچنان در حال تضعیف شدن بود.
در بعد اجتماعی و فرهنگی با طرح شعارهای انقلابی در کشور و ادامه تنش ها و بی ثباتی زمینه وقوع جنگ را مهیا میکرد، عده ای شبه نظامی که مسلح بودند برخی اموری را انجام میدادند که بدور از روال و قاعده و مخالف اخلاق و قانون بود و هر آنچه با زور و تهدید صورت میگرفت کسی مسئولیت اعمالشان را به گردن نمیگرفت که نوعی نا امنی و عدم ثبات در کشور را رقم زده بود.
پیرمردی در جمع محلی ها عنوان کرد که خدا نکند که جنگ شود که اگر بشود وضع مردم بسیار بغرنج خواهد شد و فردی میانسال در گوشه ای گفت برای مردم سخت است اما برای آخوندها خوب خواهد بود.

یکی دیگر گفت اگر جنگ شود اینها (حکومتیان ) دوام بیشتری خواهند داشت چرا که هر کم و کاستی و نا امنی را به گردن جنگ می اندازند و بهانه و زمینه برخورد خشن با هر اعتراض مردم را خواهند داشت.

در آن سوی مرزها و آنطرف آبها اما نقشه های دیگری داشتند و آنهم از بین بردن شور امید و پویایی در نسل جوان و نابودی جوانان نخبه و مستعد ایرانی با وقوع جنگی خانمانسوز که هیچ سودی برای دوکشور نخواهد داشت و هر دو کشور با شعارهای انقلابی و هیاهوی تبلیغاتی به آتش آن دامن میزنند اما سود اصلی به طراحان جنگ که دشمنان ایران و پیشرفت و شکوفایی هستند خواهد رسید و هر آنچه میتوانند دو کشور را با توطئه های مختلف تبلیغاتی و تسلیح کردن طرفین برای ایجاد توازن با هدف ادامه بیشتر جنگ ترغیب و حمایت میکنند تا در آمد حاصل از نفت منطقه صرف خرید تسلیحات غربی و شرقی گردد و همچنان در سوداگری ناجوانمردانه بر نادانی و جهالت برخی قهقه زنند و از اکثریت جاهل و اقلیت خائن برای نابودی دیگران بهره ببرند.
گاهی اوقات صحبتهای محفلی در هر مجلس و نشستی به تجزیه و تحلیل های اجتماعی و سیاسی مهمی سوق داده میشود در بسیاری مواقع مردم در کوچه و بازار و محافل عمومی و خصوصی موضوع هایی را مطرح میکنند که بصورت کلی برداشتی از تحولات جاری است تا جایی که خیلی از موارد مطرح شده شکل واقعیت به خود میگیرد . اما واقعیت وقوع جنگ ایران و عراق موضوع مهمی است که از قبل توسط کشورهای مختلف و عوامل داخلی طراحی و به وقوع پیوسته است . هر چند تاریخ آغاز رسمی جنگ 31 شهریور 1359 اعلام شده است اما طبق شواهد و اخبار از مدتها قبل تر جنگ شروع شده بود که بیشترین تحرکات ارتش عراق از سال 1358 تا قبل از اعلام رسمی جنگ در شهریور 1359 در مرزها صورت گرفت و بطور جدی به مرزهای ایران تجاوز میکرد از بمباران شهرها و پاسگاه های مرزی تا حمله ناوچه های عراقی به بندر خرمشهر که تعداد بیش از چهل فروند ناوچه گارد ساحلی ایران را به غنیمت میبرند. صدام از اینکه ارتش ایران با طرحهایی همچون کودتای نوژه – پاکسازی سران و امرای ارتش – تبلیغات رسانه ای شدید در تضعیف و انحلال ارتش توسط گروه های سیاسی به پایین ترین سطح توانایی خود رسیده است و فقط 30 درصد نیروی هوایی ارتش توان عملیاتی دارد برای آغاز جنگ پیش قدم میشود و با تقویت نیروهای نظامی در طول مرزها با احداث جاده های تدارکاتی و اعزام نیروهای نظامی آماده جنگی تمام عیار میگردد و در 16 شهریور 1359 نخستین حمله هوایی و زمینی ارتش عراق به پاسگاه های ایلام – قصر شیرین –خرمشهر –خسروآباد – سومار – نفت شهر و ... آغاز میشود و مناطقی را اشغال میکند . در همین روز دولت عراق یاد داشتی به کاردار ایران در بغداد میدهد که در آن خواستار پس دادن اراضی اشغالی به ادعای صدام خوزستان و برخی شهرهای دیگر به عراق میشوند.
در بیستم شهریور 1359 صدام قرارداد 1975 الجزایر را پاره میکند و با لغو آن ادعای حاکمیت مطلق خود بر اروند رود را اعلام میکند .

در مجموع عراق قبل از 31 شهریور حدود ششصد و شصت تجاوز نظامی به ایران انجام داده بود .
در این بین در داخل کشور همچنان بر طبل شعار انحلال ارتش کوبیده می شد . علاوه بر اینکه تعداد زیادی از متخصصان نظامی محاکمه و اعدام شدند همچنان بر تضعیف ارتش اصرار می شد.

حال در طول دوران نوجوانی عبدالحمید و در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید باید ذهنیت و افکار نوجوانانه خود را با ثبات همراه میکردند آنهم در وضعیتی بسیار آشفته که از هر سو مورد بمباران تبلیغاتی گروه های سیاسی و نظام حاکم قرار میگیرند و دوران نوجوانی که حساس ترین و مهمترین سالهای عمر انسان است در گیر جنگ و نبرد بی مانند و سنگین در کشوری که در گذشته ای نه چندان دور دارای ثبات و آرامش و در حال پیشرفت بود باشند.


۳ نظر:

جاوید گفت...

مطالبی بیان شد که تا کنون نشنیده بودم

ناشناس گفت...

خیلی دردآوره این چنین خیانت گسترده سیستماتیک دریک کشور

ناشناس گفت...

این همه جنایات و خونریزی ها و ناجوانمردی ها و خیانت ها را در هیچ‌ کجای تاریخ و در هیچ‌ مکان و مذهب و مرامی، کسی نه دیده نه شنیده است، از این گونه حاکمان و طرفدارانشان در قرآن با نام ؛؛ اسفل سافلین ؛؛ یاد شده که پست ترین موجودات می باشند.
بعد از صحرای کربلا و شهادت حضرت آقا امام حسین علیه السلام و یاران باوفای ایشان بدستان آن لعنتی ها ، اعمال و رفتار حاکمان انقلابی و جنایاتشان ، در صدر جنایات و خونخواری های تاریخ قرار دارد ،
اللهم عجل لولیک الفرج