پیشگویی های حیرت انگیز - فصل دوم - قسمت نهم


دوران نوزادی و برخی حوادث سال 1348

روزهای اولیه تولد استاد و دوران نوزادی حوادث خاصی در جامعه آرام ایران روی نداد. مهمترین رویدادها در سال 1348 تشکیل و تاسیس کانون پرورش فکری کودک و نوجوانان بود که تکان مهمی به استعدادیابی و پرورش ذهن خلاق کودکان و نوجوانان با استفاده از روشهای نوین آموزشی بود.
همچنین از وقایع مهم این سال اعتراضات مردم تهران در اسفند 1348 در پی گران شدن بلیط اتوبوس بود که دو روز ادامه داشت. اما در بسیاری از روستاها و شهرهای ایران جو آرام بود و مردم به امور روزانه زندگی در کنار هم مشغول بودند. سفره ها پهن و هر چه خوراکی کم یا زیاد اما پربرکت بود. اکثریت جامعه با دسترنج خود و سخت کوشی فعالیت و کسب درآمد میکردند. مردم هم مراسم مذهبی و دینی خود را بموقع و مرتب انجام میدادند و هم در گرامیداشت آیین ها و جشن های ملی و باستانی حضور داشتند. از تئاتر و سینما و تلویزیون در اکثر مناطق خبری نبود اما مردم و قومیت های مختلف جشن و برگزاری رقص و آواز بومی و سنتی را در خانه ها و محله های خود برگزار میکردند و مهمترین و لذت بخش ترین مراسم در پایان وزمان برداشت محصولات کشاورزی که بصورت سنتی انجام میگرفت بود.
پدر استاد که از ده سالگی مشغول به کار در کارخانه شاهی بود و سپس با ادامه تحصیل به عنوان کارمند اداره بهداری استخدام شد در آن سالها از فعالترین ماموران بهداشت بود که در اکثر روستاهای شاهی و سوادکوه و بندپی و آمل و بابل و جویبار بصورت شبانه روزی حضور داشت و یکی از کارمندان فعال و زبده در طرح ریشه کنی مالاریا بود . بعضی زمانها تا یک ماه از این روستا به روستاهای دیگر میرفت و ماموریت محوله را با دقت و اشتیاق انجام میداد و بسیاری از روستائیان همواره از حسن رفتار و تلاش صادقانه اش تقدیر میکردند و فردی دوست داشتنی برای آنها بود . بسیاری از روستاها فاقد جاده ارتباطی وسیله نقلیه و برق و آب بهداشتی بود. در آن برهه تاریخی دولت به سرعت در حال احداث خطوط ارتباطی – برق رسانی و لوله کشی آب بهداشتی بود و هر سال برتعداد روستاها و مناطقی که از نعمت برق و آب و جاده برخوردار بودند اضافه میشد.
در فعالیتهای مذهبی مردم بصورت همیاری و همکاری در احداث و ترمیم و توسعه مساجد و حسینیه ها و تکایا مشارکت داشتند و از آنچه داشتند در طبق اخلاص میگذاشتند اعتقاد مردم به باورهای دینی و مذهبی بسیار بالا بود و حساسیت ویژه ای نسبت به برگزاری مراسم مذهبی مخصوصا ایام محرم و ماه رمضان داشتند.در بسیاری از روستاها افرادی که برای تحصیل به حوزه های علمیه میرفتند مورد حمایت مالی مردم قرار میگرفتند و هر کسی به اندازه وسع اش پول دسترنج خود و خانواده اش را برای کمک هزینه مخارج طلبه های علوم دینی میپرداختند.در ایام محرم و رمضان روحانیون برای منبر و روضه به شهرهای کشور میرفتند و بزرگان شهر و حامیان مذهبی از آنان پذیرایی و هر یک را به منطقه و روستایی معرفی و اعزام میکردند و پس از پایان دهه های مراسم ها وجوهی به آنها می پرداختند. البته در این ایام مخصوص برگزاری مراسم مذهبی حوزه های علمیه تعطیل می شد تا طلبه ها برای روضه خوانی و منبر و کسب درآمد عازم مناطق مختلف کشور شوند.
سال 1348 یکی از سالهای مناسب در کشاورزی و دامداری بود و چرخ کارخانه های بزرگ و کوچک به نیکی می چرخید و بازار از رونق خوبی برخوردار بود.
دوران نوزادی استاد اتفاق های فراوانی برای محل و خانواده روی داد و صحبتهایی که بعدها اطرافیان از رفتارهای نوزاد چند روزه و چند ماهه نقل می کردند مخصوصا خاطراتی که پدر و مادرش از کودکی اش گفته اند بسیار شنیدنی و جالب است البته بسیاری از این گنجینه خاطرات را نمیشود مکتوب نمود اما در قسمت بعدی به برخی از حرکات عجیب استاد در زمان نوزادی اشاره خواهد شد.

۵ نظر:

ناشناس گفت...

خیلی مطالب جالب هست ولی فقط خیلی مختصر هست امکانش هست توضیحات بیشتری بدهید.

ناشناس گفت...

لطفا از این خاطرات دقیق تروکامل تر مطلب بنویسید

جاوید گفت...

👍

ناشناس گفت...

ماشالله. اگر امکانش هست بیشتر از آن بزرگوار بفرمایید

ناشناس گفت...

خداوند متعال رحمت نماید مرحوم حاج باقر و‌ همسر مکرمه ایشان را، محفوظ بدارد استاد بزرگوار و خانواده محترم ایشان را. بامید سربلندی جایگاه پاک و سرزمینمان