تابستان سال 1358 کشور ایران صحنه جولان گروه های انقلابی بود، نوجوانان و جوانان بیشتر از دیگران تحت شعاع شعارها و رفتارهای احزاب و سازمانهای سیاسی قرار می گرفتند و هر کسی خواهان حضور در گردهمایی ها و همایش ها و تجمع ها بود و برخی هم میخواستند از قافله عقب نمانند.
احساسات دانش آموزان که تعطیلات تابستان را میگذراندند بسیار متفاوت بود ، برخی همدیگر را تشویق به فعالیتهای سیاسی در حزب مورد نظرشان میکردند و بعضی هم انگشت اتهام را به دیگران نشانه می گرفتند.
یکی از همسایه های کمی دورتر نسبت به دو همسایه خود همیشه در حضور دیگران صحبت میکرد که رمضان و عبدالحمید ( که پسر عمه و پسر دایی بودند ) در هنگام انقلاب شعارهای مرگ بر شاه را از روی دیوارهای محله پاک میکردند و بجای آن درود بر شاه می نوشتند البته با این حرف ها میخواستند به اصطلاح این دو را شاه دوست عنوان کنند که مخالف انقلاب بوده اند.
یکی هم از اظهار دوستی بچه ها به شاه علیرغم گذشت چند ماه از وقوع انقلاب میگفت که هنوز هم عکس های شاه را پاره نکرده اند.
جو و وضعیت در آن زمان مناسب نونهالان نبود ، هرکسی هر طور میخواست رفتار میکرد و همچون گذشته نیروی بازدارنده ای برای جلوگیری از اعمال خودسرانه وجود نداشت هر چند بعضی والدین با احساس مسئولیت در یادآوری ادب و فرهنگ بین فرزندان تلاش میکردند اما مثل گذشته سخت گیری و کنترل نمی شد.
یک انتخابات دیگر در مرداد سال 1358 برای همه پرسی قانون اساسی برگزار شد،که اعضاء بررسی مواد قانون اساسی جدید انتخاب شدندو افراد شورای انقلاب بیشترین عضو را تشکیل میدادند و البته از احزاب و گروه های سیاسی هم حضور داشتند.
در شهریور 1358 آقای طالقانی که بعنوان یکی از اصلی ترین افراد و رهبران تاثیرگذار انقلاب بود به طرز مشکوکی کشته شد . برخی علت مرگ را انگشتری که توسط سفیر شوروی به وی هدیه داده بود و آغشته به سم کشنده بود گفتند و برخی فرزند خمینی و تعدادی از اعضاء شورای انقلاب را در این واقعه دخیل می دانستند.
مراسم تشییع جنازه با حضور مردم زیادی برگزار شده بود.
با فرا رسیدن فصل پاییز و شروع سال تحصیلی دانش آموزان به مدرسه رفتند اما این سال متفاوت تر از سالهای گذشته بود. همچنان از تغذیه خبری نبود و زمزمه هایی در مورد پرداخت وجه برای کتب درسی می شد که بعدها عملی شد.
روحیه و انگیزه نسبت به سالهای قبل کمتر شده بود و آنچنان که در سالهای پیشین همه با هم احوالپرسی و به تعریف خاطرات تابستان که مجموعه ای از سفرها و طبیعت گردی و کار و همکاری در خانواده و تفریح و بازی بود، اینبار واژه ها و حتی نوع ادبیات و گفتارها بسیار تغییر کرده بود و بیشتر گفتگو ها حول محور فعالیتهای سیاسی و انقلابی بود.
تبلیغات رادیو و تلویزیون و رسانه های مختلف در مسیرهای دیگری قرارگرفته بود، هرکسی به هر نحو و با هر روشی به حکومت شاه بد و بیراه میگفتند و اگر کسی طرفداری یا حتی در این رابطه سکوت میکرد، اظهار نظر و بیان وی تحمل نمی شد و با پرخاشگری و حتی خشونت طرفداران حکومت جدید مواجه می شدند.
احترام معلمین هم مثل قبل نبود و حتی برخی به معلمان توهین و تهدید هم میکردند.در سال تحصیلی جدید عبدالحمید به کلاس پنجم ابتدایی رفت و طبق توصیه پدرش حواسش را باید برای درس خواندن و پرهیز از ورود به درگیریها و صحبتهای غیر متعارف دیگران متمرکز میکرد.
در یکی از روزهای مهرماه که بچه ها از مدرسه تعطیل شده بودند و به اتفاق هم به سوی منزل میرفتند در میانه راه منطقه پل سه تیر چند فرد از طیف های مختلف سیاسی با هم مشغول بحث سیاسی و درگیری لفظی بودند ،یکی که نامش جواد بود خطاب به دیگری که از مجاور محله بود میگفت مگر یادت رفته که ما در خط مقدم تظاهرات بودیم و حق ما بیشتر از اینهاست و طرف مقابل هم بیان داشت مگر خود شما و هم حزبی هایتان نبودید که گوسفند کشتید و دستها و لباسهایتان را به خون گوسفند آغشته کرده و جلوی دوربین های عکاسی و فیلمبرداری وانمود میکردید اینها خون های جوانان کشته شده در انقلاب بدست حکومت شاه هستند . از همان اول دروغ گفتید و الان هم از کجا معلوم راست بگویید.
بتدریج چنین سخنانی که افشا کننده زوایای پنهان انقلاب بود در برخی محافل و مناطق مطرح می شد . بچه ها که شاهد این دعواهای سیاسی بودند با توجه به خصلت و ویژگیهای سنین خود بسیار تحت تاثیر قرار میگرفتند.
سبک شخصیتی کودکان و نوجوانان در آن دوران پر آشوب و متغیر در حال دگرگونی بود. خصلتهای کنجکاوی و گاهی ماجراجویی افراد در آن سن و سالها بیشتر از گذشته تحت تاثیر گفتار و رفتار متناقض و متفاوت قرار میگرفت و محیط اجتماعی آن زمان سخت ترین موقعیت برای پیشرفت و سیر به اعمال صادقانه بود که مدتها در مدارس و کانون خانواده آموزش داده می شد و تاثیر تربیت در شخصیت کودکان به سمت سقوط مایل میگشت.
از طرفی نوع آموزش ها و تربیت دانش آموزان در مدرسه و در تبلیغات حکومتی نگاه مثبت به باورهای دینی و مذهبی و حس میهن دوستی و آبادانی مملکت بود و ساختار فرهنگی جامعه در ریل مذهبی و ملی حرکت میکرد . البته در شعارهای انقلابیون در ابتدا از میهن و لاله های سرخ وطن و فریاد ایران ایران بسیار شنیده میشد اما به مرور از سوی روحانیون و مقامات حکومت جدید چنین واژه هایی جای خود را به اشعار مذهبی و انقلابی و کمونیستی میداد و حتی رهبر انقلاب اعلام کرد که ملی گرایی برخلاف اسلام است.
در تایید این مطلب نقل کرده اند که بعد از انقلاب خلخالی با بلدوزر و دستگاه های تخریب به سمت تخت جمشید و پاسارگاد حرکت کرد تا به گفته خودش نماد پادشاهی را نابود کند ، اما حماسه و مقاومت مردم مرودشت و شیراز مانع از این کار ضد فرهنگی شد ، در واقع هویت و نشان تمدن کهن ایران زمین اگر مقابله و ایستادگی برخی هموطنان نبود اینک مشخص نبود به چه سرنوشتی دچار شده بود.
در همین ماه های اولیه سال تحصیلی جدید خبری پخش شد که ایران و جهان را تحت تاثیر قرار داد. گروهی که با نام دانشجویان پیرو خط امام ، در روز 13 آبان 1358 به سفارت امریکا در تهران هجوم بردند و 66 دیپلمات را به گروگان گرفتند که این موضوع موجب قطع رابطه دو کشور شد. آنها حمله به سفارت را تسخیر لانه جاسوسی آمریکا عنوان کردند و این اتفاق که به بحران گروگانگیری در ایران از سوی محافل بین المللی نامیده شد مورد تایید خمینی هم قرار گرفت و از آن بعنوان انقلاب دوم نام برد.
البته در قوانین بین المللی اینگونه است که سفارت هر کشور در کشور دیگر به منزله خاک آن کشور محسوب میشود و حمله به آن در واقع تجاوز به یک کشور دیگر قلمداد میگردد بر همین اساس کشور مذکور برای دفاع از منافع و تمامیت ارضی و حیثیت خود میتواند به کشور متجاوز پاسخ قهریه دهد و حتی اقدام نظامی برایش محفوظ می باشد.
البته پیش از آن هم چندبار سفارت امریکا در تهران مورد حمله سازمان های چریکی و کمونیستی قرارگرفته بود اما تسخیر کامل سفارت و به گروگان گرفتن دیپلمات ها که مصونیت سیاسی دارند در این برهه انجام پذیرفت.
رئیس جمهور و دولت آمریکا نیز تحت فشار فزاینده افکار عمومی مجبور به اقدام لازم برای رفع این موضوع و مهمتر از همه آزادی گروگان ها شد که بعد از مدتی اولین تحریم آمریکا نسبت به ایران صورت گرفت، که از همان زمان بسیاری از مشاغل و صنعت و تولید و بازار با شوک مواجه شد و استارت افزایش دلار زده شد. با اعمال تحریم آمریکا علیه ایران بسیاری از اجناس و کالاهای ضروری در مسیر گرانی و افزایش قیمت قرار گرفت.
اولین عمل غیر قانونی در سطح بین المللی در حوزه امنیت و حفظ تعامل با دنیا با اشغال سفارت آمریکا در ایران انجام گرفت. بعد ها اسنادی منتشر شد که شوروی نقش غیر مستقیم در این اتفاق داشته است و عده ای هم رقبای جیمی کارتر را مسئول این حادثه میدانستند. حتی پرداخت چندین میلیون دلار از سوی گروهی از آمریکاییان و تعدادی از شرکت های تجاری و مالی آمریکا و اروپا به انقلابیون و تشویق و حمایت از اشغالگران نیز از جمله سخنان افراد دخیل در این رویداد مهم است که بعدها به طور چند جانبه مطرح شد.
در هر حال اینکار دانسته یا نادانسته موجب وارد آمدن خسارات معنوی و مادی در ابعاد اقتصادی – سیاسی – فرهنگی به کشور شد که چهره ایران را بر خلاف تصویر مقتدر در حکومت قبلی به جهانیان نشان داد.
بسیاری از رسانه های جهان غرب همچنان اخبار انقلاب و حوادث ایران را با آب و تاب فراوان منعکس میکردند و هیچ برخورد اصولی و بازدارنده ای نسبت به برخی خلاف واقع گویی و تهدید روحانیون حاکم در ایران در سطح داخلی و بین المللی صورت نمیگرفت. تا جاییکه خلخالی رسما اعلام کرد که دستور حکومت در ترور شاه و خانواده اش و حتی فرزندان خردسال و نوجوانش است و این خبر که اعلام تروریسم دولتی و آشکار بود با سبک و سیاق خاصی توسط رسانه های خارجی پخش شده بود و با سکوت معنادار ،فضای بیشتر و بازتری برای اقدامات غیر انسانی حکومت جدید ایجاد کرده بودند.
۳ نظر:
جز ویرانی چه دستاوردی برای ایران داشتند؟
شنیدم در تاریخ کشورمان ، افراد نادان و جاهل ،حمله به سفارت و سفیران کشورهای دیگر ، موجب بروز جنگها و نابودی کشورمان شد، از پاره کردن نامه حضرت آقا رسول الله اعظم(ص) توسط خسرو پرویز ، و کشتن تاجران و فرستادگان مغول در نیشابور و نیز این حمله به سفارت آمریکا و ... نشانه هایی از وجود افراد نالایق و و جاهل و بی وجدان و خائن می باشد
خدایا منتقم این مردم و سرزمین و شیعیان راستین را برسان
با عرض پوزش نظر تاریخ 26 آذر 1402 را اصلاح می نمایم:
شنیدم در تاریخ کشورمان ، افراد نادان و جاهل با حمله به سفارت و سفیران کشورهای دیگر و نیز کشتن فرستاده ها و پیک ها و افرادی که برای رساندن پیام و نامه های گروهها یا بلادهای دیگر ماموریت داشتند ، موجب بروز جنگها و نابودی کشورمان شدند، از کشتن تاجران و فرستادگان مغول در نیشابور و .... و حمله به سفارت آمریکا و ... دقیقا نشانه وجود افراد نالایق و و جاهل و بی وجدان و خائن و بی تدبیر در راس امور و در بین همراهانشان می باشد
خدایا منتقم این مردم و سرزمین و شیعیان راستین را برسان
ارسال یک نظر