پیشگویی های حیرت انگیز - فصل سوم - قسمت بیست و ششم


نوید آینده روشن در فصل مدرسه.کلاس درس و آشنایی با زندگی جدید

زندگی بهتر با علاقمندی و عشق ورزیدن به کارهایی که انجام میشود معنی کاملتری می گیرد و زمینه آن تلاش و باور و پشتکار است. هرگاه فضای مناسب برای یادگیری فراهم باشد و بستر مساعد در محیطی اطمینان بخش مهیا گردد، آنچه از توانایی فردی و استعدادهای پنهان در انسان است بهتر نمایان میشود. محیط همراه با آرامش که کودکان احساس امنیت نمایند بهترین دلیل ظاهر ساختن نیروی درونی و ذهنیت خلاق است. با توجه به فضای نسبتا آرام و آزاد فرهنگی، مخصوصا برای کودکان در انتخاب آزاد در زمینه های یادگیری علوم و موسیقی و امور مذهبی و ... دوران کودکی عبدالحمید در آن زمان ، نبوغ خاصی از وی آشکار گردید که چند نمونه آن در دبستان عملی و نمایان گشت.
یکی از اتفاقهای جالب کودکی عبدالحمید در دبستان روزی بود که معلم در مورد خدا و پیغمبر و دین و کتاب آسمانی صحبت میکرد. در آن زمان احساسات مذهبی در هر خانواده و قشری مشاهده میشد.
شعار کلی در کشور بعنوان خدا ، شاه ، میهن بود که اول دین و یکتا پرستی و سپس جایگاه شخص اول مملکت و میهن پرستی بود.
یکی از دروسی که در تمام مقاطع تحصیلی تدریس میشد معلومات دینی و قرآن بود که در کتابهای تالیف شده بدون حاشیه های جانبی فقط به افزایش سطح معلومات مذهبی دانش آموزان می پرداخت.
در سطوح بالای مدیریت آموزش و پرورش هم از کارشناسان مذهبی که اکثریت آنها روحانیون بودند بهره می بردند و نظرات چهره های دینی و فقهی را در تالیف کتابها لحاظ میکردند.
تالیف کتب دینی توسط افراد محقق و خوش نام مذهبی صورت میگرفت که با مباحثی همچون اصول دین و مذهب – خدا – امامت- نماز –روزه – خمس –زکات –حج-جهاد و .... در آن گنجانده شده بود.
از مهمترین نویسندگان کتاب تعلیمات دینی آقای سید جلال الدین طهرانی بوده که به چاپ صدم هم رسید .البته این نویسنده سالها تولیت آستان مقدس امام رضا(ع) و همزمان پست استانداری خراسان را هم بعهده داشت.
افرادی که بعدها جزو انقلابیون شناخته شدند همچون سیدمحمد بهشتی و جواد باهنر هم همکار وزارت آموزش و پرورش در اعلام نظر و تالیف کتب دینی مدارس بودند و حقوق بگیر دولت وقت بودند.
با چنین فضایی از آموزش در مدارس در کنار کتب تاریخ و جغرافیا و علوم و ریاضی و... محیط تقریبا آزاد و همه پسند حاکم بود و برای ابراز عقیده های مذهبی و یا قومی و بومی و سنتی، آزادی مناسبی وجود داشت.
آن روز معلم از کتاب آسمانی گفت و به نام قرآن اشاره کرد، از بچه های کلاس پرسید چه کسی میتواند قرآن بخواند کسی پاسخی نداد و سکوت کلاس را فراگرفته بود ،عبدالحمید دست بلند کرد و گفت من میتوانم، معلم با تعجب او را نگریست و گفت هنوز بصورت کامل خواندن و نوشتن یاد نگرفتید اما اگر میتوانی بخوان و به مبصر گفت برو از دفتر کتاب قرآن بیاور. عبدالحمید گفت از حفظ میتوانم بخوانم ، با این جمله بر شگفتی معلم افزوده شد و گفت بخوان.
عبدالحمید سوره ای کوچک از قرآن را تلاوت نمود معلم گفت آیا هنوز هم میتوانی بخوانی گفت آری و همینطور چند سوره قرآن را قرائت نمود، در این هنگام که سکوت تمام کلاس را فرا گرفته بود پس از لحظاتی مکث معلم به دانش آموزان گفت تشویقش کنید.
آن روز عبدالحمید را به دفتر مدرسه بردند و توسط مدیر و ناظم و معلمان مورد تشویق و تقدیر قرار گرفت و یک بسته بزرگ بیسکویت هم به او دادند اما عبدالحمید تمام آن را در کلاس بین همکلاسی های خود توزیع و پخش نمود.
چند روز بعد پدرش را به مدرسه دعوت کردند و بابت این کار جالب تقدیر نمودند حتی از اداره فرهنگ هم بنا به نقل قول از آنان تقدیر شد. البته با همین تقدیر و تشویق ها بود که بیشتر همکلاسی هایش به سمت فراگرفتن و خواندن قرآن کشیده شدند.
یک روز در مراسم صبحگاه از عبدالحمید تقدیر شد و جایزه ای به او اهدا گردید. نکته جالب توجه اینکه وقتی پدر عبدالحمید به مدرسه دعوت شده بود و مدیر و معلم از آمادگی و مهارت خواندن قرآن توسط فرزندش توضیح دادند، پدر در فکر فرو رفت و سکوت سنگینی در فضا حاکم شد ،مدیر پرسید آقای باقریان آیا چیزی شده که اینگونه در حیرت هستید؟ پدر با نگاهی عمیق رو به آنان کرد و گفت از کودکی پسرم تحت نظارت و کنترل والدین بوده و به یاد ندارم که او را به کلاس آموزش قرآن فرستاده باشم ، با بیان این موضوع بر تعجب بیشتر حاضرین افزوده شد. مدیر به پدر گفت فرزند شما توانایی و استعدادخاصی دارد و به گفته معلمش علاوه بر هوش بالا دارای انگیزش و روحیه مناسبی در یادگیری و جستجو کردن و کنجکاوی است که توصیه ما اینست که این روحیه امید در او ادامه داشته باشد.
در واقع پایبندی به این موازین دینی و کتاب آسمانی در آن دوران در دستگاه آموزش و پرورش، و همچنین خلاقیت و آزادی عمل مربیان مناسب برای گرایش کودکان و نوجوانان به مسائل مذهبی و تقویت باورهای دینی در جامعه و دانش آموزان بود.
شاید برای همین رفتارها و فضای اجتماعی مناسب آن زمان بود که ایران، در سال 1352 بعنوان آزادترین کشور جهان در انتخاب دین – مذهب و پوشش انتخاب شده بود.در موضوع آزادی ادیان یکی از امن ترین و آزادترین کشورهای دنیا نام ایران میدرخشید و هر فردی که در امور مربوطه دارای تخصص و مهارت بود فارغ از هرگونه گرایش مذهبی و سیاسی میتوانست مسئولیت های مرتبط با رشته و رسته کاری و شغلی را بدست بگیرد.
از نظر پوشش هم کشور ایران منطقه ای امن و آرام برای همه بود، چه آنانی که حجاب داشتند و چه آنهایی که بدون حجاب و پوشش مذهبی بودند در جامعه براحتی به زندگی روزمره و کار و تحصیل مشغول بودند و محدودیت و مانعی بخاطر پوشش و لباس برای حضور در فعالیت های اجتماعی و مراکز تفریحی و گردشگری و هنری وجود نداشت و همه در زیر چتر قانون میتوانستند به زندگی و کارشان ادامه دهند.
چند مدت بعد روزی معلم پس از پایان درس کلاس رو به دانش آموزان کرد ، و در مورد سلسله شاهان و پادشاهان ایران صحبت کرد ،از دانش آموزان پرسشهایی نمود که در این مرحله نیز عبدالحمید از برخی پادشاهان ایران زمین از جمله کوروش و داریوش و انوشیروان مطالبی گفت که برای معلم و دانش آموزان بسیار جالب و شنیدنی بود ، چرا که با شور و حالی وصف ناشدنی گوشه هایی از حماسه های ملی و تاریخی را با زبان و لهجه خاص و کودکانه بیان کرد.
آنروز آنچنان جو و فضای کلاس پرشور و حماسه شده بود که اشتیاق دانش آموزان برای بیشتر دانستن تاریخ و هویت ملی را چند برابر کرد.
معلم عبدالحمید را جلو تخته آورد و گفت فکر میکردم فقط قرآن میتوانی بخوانی اما اکنون تاریخ حماسی و پادشاهان ایران را هم اطلاع داری . آفرین و هزاران درود بر خودت و آنکه تو را آموخت ،امیدوارم روزهای خوب و آینده روشن داشته باشی و موفقیت بالایی بدست آوری.


۴ نظر:

جاوید گفت...

ماشالله به این همه استعداد و توانایی

جاوید گفت...

فتبارک الله احسن الخالقین

ناشناس گفت...

درود برفرزندان پاک ایران زمین

ناشناس گفت...

بخشش هر فرد به اندازه ذات و فهم و درک و وسعت قلب و شعورش و ... می باشد. اگر ما می بودیم ، آن بیسکویت را آنهم در آن سن و سال ، برای خودمان می گرفتیم ، ولی ذات بزرگ ، سن و سال نمی شناسد،بیسکویت جایزه را در بین همکلاسیها آنهم در آن سن و سال پخش نمودن، فقط ذات و فهم و درک و شعور و وسعت قلبی می خواهد ، الهی
چه بسا افرادی غذا و میوه ها و ... در منازل و انبارهایشان ، می پوسد و کپک می زند ولی به همسایه گرسنه شان ، نمی بخشند
جل الخالق
انشاءالله خداوند متعال بحق حضرت بانو فاطمه زهرا سلام الله علیها همواره بر درک و معرفت و شعور و عقل و آبروی ما بیافزاید و توفیق داشتن قلبی صاف و روحیه ای نوع دوست به ما عنایت فرماید